نذر و قربانی برای امام حسین(علیه السلام)شرک است.
پاسخ شبهه:
وهابیت شبهه میکند که نذر و قربانی برای قبرها و یا کسانی که در کنار آنند جایز نیست و تمام اینها عملی خلاف شرع است.
در پاسخ میگوییم مگر شیعیان نذر را برای قبر یا مجاورین و یا هرکس دیگری انجام میدهند؟!
شیعه هم میگوید نذر برای غیر خدا باطل و حرام است. نذر شرعی از دیدگاه علمای شیعه آن است که انسان خود را فقط برای خداوند متعهد به پرداخت چیزی نماید، که در صورت تحقق هدف و مقصود خود، آن را انجام دهد. البته مانعی نیز ندارد که قبل از تحقق مقصود به نذر خود وفا کند. به همین دلیل فرمودهاند لازم است تا در صیغه نذر خود حتما قید «لله عَلَیَّ» را آورده و بگوید برای خدا بر گردن من است که اگر فلان کار انجام شد من هم فلان کار را انجام دهم.
پس اگر نذر یا قربانی برای اهل البیت(علیهم السلام) انجام میشود در حقیقت به نیت تقرب الی الله است. ولی ثواب آن به شخصی که مورد نیت قرار گرفته هدیه میگردد. بدین معنا که نذرکننده ممکن است بگوید من ثواب این قربانی و گوشت را که به مصرف فقرا و دیگران میرسد به روح مولایم حسین بن علی(علیه السلام)تقدیم میکنم.
و اگر چنانچه کسی بگوید نذر امام حسین(علیه السلام) کردم، مقصودش نذر برای غیر خدا نیست؛ منظور نذر برای خداست که ثوابش هدیه به امام حسین(علیه السلام) شود یا آنکه در راه مجالس ایشان خرج شود. همچون کسی که نذر میکند که در ازای فلان مسئله برای کمک به محرومان هزینه کند و میگوید برای کمک به محرومان نذر کردم و منظورش این نیست که بگوید برای خدا نذر نکردم، بلکه مورد مصرف نذر خود را بیان میکند.
شاید وهابیت بگوید اشکال شیعه آنست که برای مکان خاصی نذر میکنند و این شبیه نذر برای بتهاست. در پاسخ با ذکر حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه و آله) صحت چنین نذری روشن میشود.
- ام المؤمنین میمونه نقل میکند:
کنار پدرم بودم که شنیدم او از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پرسید: من نذر کردهام تا در روستای بوانه قربانی کنم حضرت پرسید: آیا در آنجا بت یا شیطانی پرستیده میشود؟ عرض کرد خیر. حضرت فرمود: نذرت را ادا کن.[1]
همانگونه که گفته شد شیعیان در هنگام قربانی نامی جز نام خداوند نمیبرند، اما وهابیت شبهه میکند که شیعه در کنار نام خداوند، نام ائمه (علیهم السلام) را میبرند و با این تهمت، فتوا به تحریم این کار داده و احکام افراطی صادر میکنند.
اما در فتاوای خودشان این مسئله برعکس است.
- محی الدین نووی میگوید:
اگر ذبح کننده بگوید بسم الله و اسم محمد، و مقصود او آن باشد که به اسم خداوند ذبح میکنم، اما اسم پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)را برای تبرک میآورم؛ سزاوار است که حرام نباشد و حتی اگر فقیهی قائل به عدم جواز شده باشد بر کراهت حمل میشود.[2]
- و دیگر علمای اهل تسنن میگویند:
اگر ذبحکننده بگوید بسم الله و اسم محمد، به خاطر ایهام داشتن این جمله جایز نیست کسی را مشرک بدانیم. چنانکه رافعی گفته اگر مقصود آن باشد که با اسم خدا قربانی میکنم و به اسم رسول تبرک میجویم، قول صحیح آنست که حرام نباشد و سخن کسی که گفته این کار جایز نیست بر کراهت حمل میشود چرا که در مورد مکروه میتوان گفت جایز نیست و مقصود کراهت باشد.[3]
معمولاً وهابیت این شبهه را هم مطرح میکند که: سیدنا حسین رضی الله در بهشت نزد پروردگار است و نیازی به این نذورات ندارد!
در پاسخ میپرسیم مگر خداوند که ما را امر به خواندن نماز، روزه و دیگر عبادات نموده از روی نیاز به عبادت های بندگانش بوده؟! یا اگر در قرآن میفرماید که بر پیامبر من درود فرستید، آیا پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)نیازی به درود و سلام ما دارد؟! یا اگر شخصی نذرشرعی که از احکام اسلام است را به جای آورد به این معنی است که خداوند به ایفای آن نذر نیاز دارد؟
—————————————————————————————————
[1] – وفي حديث ميمونة بنت كردم أن أباها قال للنبي6: إني نذرت أن أذبح خمسين شاة على بوانة، فقال6: هناك شيء من هذه النّصب؟ فقال: لا، قال: فأوف بنذرك
معجم البلدان، حموی،الناشر: دار صادر، بيروت، الطبعة: الثانية، 1995 م، عدد الأجزاء: 7، ج1، ص505.
عَنْ مَيْمُونَةَ بِنْتِ كَرْدَمٍ، أَنَّهَا كَانَتْ رَدِيفَ أَبِيهَا فَسَمِعَتْ أَبَاهَا: يَسْأَلُ النَّبِيَّ(صلی الله علیه وآله وسلم)، قَالَ: إِنِّي نَذَرْتُ لَأَنْحَرَنَّ بِبُوَانَةَ، فَقَالَ: هَلْ بِهَا وَثَنٌ أَوْ طَاغِيَةٌ تُعْبَدُ؟ قَالَ: لَا، قَالَ: أَوْفِ بِنَذْرِكَ
معجم الکبیر، طبرانی، محقق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، دار النشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة، الطبعة: الثانية، عدد الأجزاء:25، ج19، ص189، ح426.
الاصابه، ابن حجر، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلى محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، الطبعة: الأولى 1415 هـ، عدد الأجزاء: 8 ، ج8، ص328. با اندکی اختلاف در عبارات.
تاریخ کبیر، ابن أبي خيثمة، المحقق: صلاح بن فتحي هلال، ناشر: الفاروق الحديثة للطباعة والنشر – القاهرة، الطبعة: الأولى، 1427 هـ – 2006 م، عدد المجلدات: 2 ، ج2، ص846.
معرفة صحابه، ابونعیم اصفهانی، تحقيق: عادل بن يوسف العزازي، ناشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: الأولى 1419 هـ، عدد الأجزاء: عدد الأجزاء: 7، ج5، ص2404 و ج6، ص3446.
[2] – وَعَلَى هَذَا فَإِذَا قَالَ الذَّابِحُ بِاسْمِ اللَّهِ وَاسْمِ مُحَمَّدٍ وَأَرَادَ أَذْبَحُ بِاسْمِ اللَّهِ وَأَتَبَرَّكُ بِاسْمِ مُحَمَّدٍ فَيَنْبَغِي أَنْ لَا يَحْرُمَ وَقَوْلُ مَنْ قَالَ لَا يَجُوزُ ذَلِكَ يُمْكِنُ حَمْلُهُ عَلَى أَنَّ اللَّفْظَةَ مَكْرُوهَةٌ لِأَنَّ الْمَكْرُوهَ يَصِحُّ نَفْيُ الْجَوَازِ وَالْإِبَاحَةِ الْمُطْلَقَةِ عَنْهُ
المجموع شرح المهذب،النووي، الناشر: دار الفكر، عدد الاجزا:20،ج8،ص409.
[3] – فِي الذَّبْحِ لِلْأُضْحِيَّةِ بِالضَّأْنِ وَقِيسَ بِمَا فِيهِ غَيْرُهُ وَخَرَجَ بِوَحْدِهِ تَسْمِيَةُ رَسُولِهِ مَعَهُ بِأَنْ يَقُولَ بِسْمِ اللَّهِ وَاسْمِ مُحَمَّدٍ فَلَا يَجُوزُ لِإِيهَامِهِ التَّشْرِيكَ قَالَ الرَّافِعِيُّ فَإِنْ أَرَادَ أَذْبَحُ بِسْمِ اللَّهِ وَأَتَبَرَّكُ بِاسْمِ محمد6فَيَنْبَغِي أَنْ لَا يَحْرُمَ وَيُحْمَلُ إطْلَاقُ مَنْ نَفَى الْجَوَازَ عَنْهُ عَلَى أَنَّهُ مَكْرُوهٌ لِأَنَّ الْمَكْرُوهَ يَصِحُّ نَفْيُ الْجَوَازِ عَنْهُ ” و ” أَنْ ” يُصَلِّي ” وَيُسَلِّمُ ” عَلَى النَّبِيِّ ” (صلی الله علیه و آله و سلم) لِأَنَّهُ مَحَلٌّ يُشْرَعُ فِيهِ ذِكْرُ اللَّهِ فَيُشْرَعُ فِيهِ ذِكْرُ نَبِيِّهِ كَالْأَذَانِ وَالصَّلَاةِ.
فتح الوهاب شرح منهج الطلاب، زکریا الانصاری، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر، الطبعة: 1414هـ/1994م، عدد الأجزاء: 2، ج2، ص227.
أَحَدُهُمَا أَنْ يَذْكُرَهُ مَوْصُولًا مِنْ غَيْرِ عَطْفٍ فَيُكْرَهَ وَلَا تَحْرُمَ الذَّبِيحَةُ مِثْلُ أَنْ يَقُولَ: بِسْمِ اللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ بِالرَّفْعِ لِأَنَّ اسْمَ الرَّسُولِ غَيْرُ مَذْكُورٍ عَلَى سَبِيلِ الْعَطْفِ فَيَكُونُ مُبْتَدَأً
البحر رائق شرح کنزالدقائق، زین الدین ابن نجیم الحنفی، الناشر: دار الكتاب الإسلامي، الطبعة: الثانية ، عدد الأجزاء:8 ، ج8ص192.