اهل البیت(علیهم السلام) در هیچ جا به حدیث غدیر استناد نکرده اند.
پاسخ شبهه:
اهل البیت(علیهم السلام): نیز همانند امیرالمومنین(علیه السلام)، واقعه غدیر را مهمترین سند حقانیت بر امامت الهی خویش میدانستند. از این رو در هر زمانی به تبیین آن میپرداختند یا به آن احتجاج میکردند. مثالهای ذیل تنها نمونه ای از اشارات اهل البیت(علیهم السلام) به این واقعه مهم تاریخی است:
– حضرت زهرا (سلام الله علیها):
ابوالخیر محمد جزرى شافعى در کتاب أسنى المطالب فى مناقب سیّدنا علىّ بن ابىطالب(علیه السلام) با سند بسیار زیبایى، حدیث غدیر را از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نقل مىکند، او در این کتاب آورده است: لطيفترين طريقى كه براى حديث غدير و غريبترين طرزى كه اين حديث روايتشده، آن طريقى است كه شيخ ما خاتمه حفاظ ابوبكر محمد بن عبدالله بن محب مقدسى مشافههً روايت كرده است. آن وقت سلسله سند را ذكر مىكند تا مىرسد به بكر بن احمد قصرى، و او روايت مىكند از: فاطمه، دختر امام علىّ بن موسى الرّضا(علیه السلام) از عمّه هایش فاطمه، زینب و امّ کلثوم، دختران امام موسى بن جعفر(علیه السلام)نقل مىکند که آنان فرمودند: فاطمه دختر امام صادق(علیه السلام) از عمّه اش فاطمه، دختر امام محمدباقر(علیه السلام)و او از عمّه اش فاطمه دختر امام زین العابدین(علیه السلام)نقل مىکند که فاطمه و سکینه دختران امام حسین(علیه السلام) از عمّه شان امّ کلثوم دختر امیرمؤمنان(علیه السلام)نقل مىکند که مادرش فاطمه زهرا(سلام الله علیها)دختر مکرّم رسول خدا(صل الله علیه وآله وسلم) خطاب به مردم فرمود:
- أنسیتم قول رسول اللّه(صل الله علیه وآله وسلم) یوم غدیرخم: من کنت مولاه فعلىّ مولاه و قوله(صل الله علیه وآله وسلم) : أنت منى بمنزلة هارون من موسى؛ [1]
آیا کلام رسول خدا (صل الله علیه وآله وسلم) را فراموش کردید که در روز غدیر خم فرمود: «هرکس را که من مولاى او باشم، پس على نیز مولاى اوست.»؟ و کلام دیگر رسول رسول خدا (صل الله علیه وآله وسلم) که فرمود: «یا على! جایگاه تو نسبت به من همانند موقعیت هارون نسبت به موسى علیهالسلام مىباشد.»؟!
و اين حديث را بدين صورت حافظ كبير ابو موسى مدينى نیز در كتاب نزهة الحفاظ نقل کرده و گفته است: اين حديث از جهتى مسلسل است، زيرا هر يك از اين فاطمه ها از عمه خودش روايت مىكند. پس روايت پنجبرادرزاده مىباشد كه هر يك از آنها از عمه خود روايت كردهاند.
نکته قابل توجه در این حدیث، اهتمام خاندان اهل بیت: به حدیث غدیر و حفظ آن است، به گونهاى که پاسدارى از حریم ولایت با نقل مستمرّ حدیث غدیر در میان آنان و فرزندانشان، یک سیره دائمى شده بود و سعى و کوشش آن بزرگواران براى روشن ماندن چراغى که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در غدیرخم مشتعلش ساخته بود، بسیار جدّى و قابل تأمّل است.
– امام حسن(علیه السلام)
ابو عبّاس بن عقده نقل کرده است: حسن بن على(علیه السلام) چون تصمیم به صلح با معاویه گرفت، خطبه اى خواند و در آن پس از حمد و ثناى الهى و ذکر رسالت و نبوّت جدّش مصطفى(صل الله علیه وآله وسلم) فرمود:
- وقد سمعت هذه الامة جدى(صل الله علیه وآله وسلم) یقول: ما ولت امة امرها رجلا و فیهم من هو اعلم منه الا لم یزل یذهب امرهم سفالا حتى یرجعوا الى ما ترکوه و سمعوه (صل الله علیه وآله وسلم) یقول لابى: انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى. و قد راوه و سمعوه حین اخذ بید ابى بغدیر و قال لهم: من کنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاده ثم امرهم ان یبلغ الشاهد منهم الغائب ثم قال…» [2] مردم سخن جدم پیامبر(صل الله علیه وآله وسلم) را به یاد دارند که می فرمود: هر گاه مردم کسى را به رهبرى خویش برگزینند در حالى که لایقتر و آگاهتر از آن فرد وجود داشته باشد، براى خویش تیرهبختى خریدهاند مگر اینکه دوباره بدانچه رهاکردند و به فراموشى سپردند بازگردند و آنچه را که از پیامبرشان در باره پدرم شنیده اند دنبال کنند، رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) مى فرمود: اى على تو بعد از من مانند هارون پس از موسى هستى، او جانشین برادرش موسى بوده تو نیز جانشین و خلیفه منى; تنها تفاوت [میان آنها و ما] این است که بعد من پیامبرى و نبوت نخواهد بود. این مردم پیامبر خود را دیدند و سخنانش را در «غدیر خم» شنیدند. در آن روز جدم رسول خدا (صل الله علیه وآله وسلم) دست پدرم را گرفت و در برابر آنان گفت: هر کس من مولا و سرپرست او هستم على مولاى او خواهد بود; خدایا، دوستبدار هر کس او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن دارد… سپس جدم پیامبر دستور اکید داد که، حاضران مطالب غدیر را به غایبان برسانند.
– امام حسین(علیه السلام)
سلیم بن قیس می نویسد: دو سال پیش از مرگ معاویه، حسین ابن علی(علیه السلام) و عبدالله ابن عبّاس و عبدالله بن جعفر در مراسم حج شرکت کردند، و حسین(علیه السلام) مردان و زنان بنی هاشم و موالیان و شیعیان آنها ــ چه کسانی که حجّ انجام داده بودند و چه کسانی که انجام نداده بودند ــ و نیز کسانی از انصار که حسین و اهل بیتش را می شناختند، را گرد آورد و فرمود:
- … شما را به خدا قسم آیا می دانید که رسول خدا در روز غدیرخم او را نصب کرد و به ولایت او ندا داد و فرمود: شاهدان به غایبان (این پیام را) برسانند؟» گفتند: بارخدایا، بله…[3]
– امام صادق(علیه السلام)
حسان جمال میگوید: همراه امام صادق(علیه السلام) از مدینه به مکه مسافرت کردم. در نزدیکی میقات جُحفه، چون به مسجد غدیر رسیدیم، امام به جانب چپ مسجد نگریست و فرمود:
- این مکانی است که پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم»، در روز غدیر، علی(علیه السلام) را جانشین خود معرفی کرد و فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. آنگاه امام «علیه السلام» به جانب دیگر نگاه کرد، جایگاه خیمه های دیگران را نشان داد و فرمود: سالم غلام ابوخذیفه و ابوعبیده جراح نیز در آنجا بود، گروهی از مردم چون علی «علیه السلام» را بر روی دست پیامبر دیدند با حسادت به وی نگریستند و به یکدیگر می گفتند: به دو چشم او (پیامبر) نگاه کنید، چگونه همانند دیوانه به اطراف خویش می نگرد و قرار ندارد. در این هنگام جبرئیل نازل شد و این آیات را بر پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) قرائت کرد: ﴿وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون وَ مَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ﴾. (قلم/ ۵۲ ـ۵۱). آنان که کافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود که تو را چشم بزنند، آنها می گفتند: او واقعاً دیوانه است. در حالی که قرآن جز بیداری و آگاهی برای جهانیان نیست.[4]
همچنین زید شحام می گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) بودم، مردی معتزلی از وی درباره سنت پرسید. حضرت در پاسخ فرمود:
- هر چیزی که فرزند آدم به آن نیاز دارد (حکم آن) در سنت خدا و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) وجود دارد و چنانچه سنت نبود، خداوند هرگز بر بندگان احتجاج نمی کرد. مرد پرسید: خداوند با چه چیزی بر ما احتجاج می کند؟ حضرت فرمود: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً﴾ (مائده/ ۳) بدینوسیله ولایت را تمام گردانید و اگر سنت یا فریضه تمام نبود، خدا به آن احتجاج نمیکرد.[5]
—————————————————————————————————
[1] – أسنى المطالب فى مناقب الإمام على، ابن الجزري ، ج1 ، ص۵۰.
نزهة الحفاظ،المديني،المحقق: عبد الرضى محمد عبد المحسن،الناشر: مؤسسة الكتب الثقافية بيروت،ص۱۰۱-۱۰۲
[2] – ینابیع المودة، قندوزى حنفى، الناشر: دار الاسوة للطباعة والنشر المطبعة: اسوه، ج۳،ص۳۶۹
[3] – كتاب سليم بن قيس الهلالي تحقيق: محمد باقر الانصاري الزنجاني،نشر الهادي قم -ايران،ص۳۲۰
[4] – نورالثقلین، هویزی، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سيد هاشم ، ناشر: اسماعيليان، ج 5، ص ۳۹۹
[5] – عَنْ أَبِي أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ الشَّحَّامِ،قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(عَلَيْهِ السَّلاَمُ)وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنَ الْمُغِيرِيَّةِ ،فَسَأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ مِنَ السُّنَنِ،فَقَالَ:«مَا مِنْ شَيْءٍ يَحْتَاجُ إِلَيْهِ وُلْدُ آدَمَ(عَلَيْهِ السَّلاَمُ)إِلاَّ وَ قَدْ خَرَجَتْ فِيهِ السُّنَّةُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْ رَسُولِهِ(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)،وَ لَوْلاَ ذَلِكَ مَا احْتَجَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْنَا بِمَا احْتَجَّ».
فَقَالَ لَهُ الْمُغِيرِيُّ وَ بِمَا احْتَجَّ اللَّهُ؟فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(عَلَيْهِ السَّلاَمُ):«بِقَوْلِهِ: اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاٰمَ دِيناً -حَتَّى تَمَّمَ الْآيَةَ-فَلَوْ لَمْ يُكْمِلْ سُنَّتَهُ وَ فَرِيضَتَهُ مَا احْتَجَّ بِهِ».
تفسیر برهان، سید بحرانی، الناشر: مؤسسة البعثة ، ج 2، ص246.