توسل و زیارت

بوسیدن حرمها و تبرک جستن شرک است!

بوسیدن آستانه حرم ها و ضریح امامان و تبرک جستن امری خرافه، مذموم و مشرکانه است. آیا کسی که در زمان حیات اهل بیت به زیارت آنها می رفت در و دیوار را می بوسید و با غسل به زیارتشان می رفت که ما اکنون چنین می کنیم؟

به این نوشته امتیاز دهید

پاسخ شبهه:

تبرک به معنای طلب برکت، و برکت هم به معنای زیادی خیر است. این امر یعنی تبرک جستن به آثار اولیاء خدا مسئله ای نیست که به تازگی در میان گروهی از مسلمانان پدید آمده باشد، بلکه ریشه این رفتار به تعلیمات اسلام و در سیره و زندگانی خود پیامبر صلی الله علیه و آله برمی‌گردد.

  • مردی از عبدالله ابن عمر درباره استلام حَجر سؤال کرد و او پاسخ داد: پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) را مشاهده کردم که حجر الاسود را استلام می‌نمود و می‌بوسید.[1]

اگر لمس کردن و یا بوسیدن سنگی شرک به خدا بود، هرگز پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) که خود منادی توحید است به چنین کاری مبادرت نمی ورزید. همانطور که گفتیم تبرک جستن به آثار اولیاء خدا عملی است که در زمان خود رسول الله (صلی الله علیه و آله) هم وجود داشته است، در کتابجهای حدیث آمده که صحابه به لباس، آب وضو، ظرف آب و دیگر موارد مربوط به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) تبرک می‌جستند.

  • هرگاه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) وضو می‌گرفت مسلمانان اضافی آب وضویشان را به سر و بدنشان میجمالیدند و نزدیک بود مسلمانان برای بدست آوردن آب وضوی ان حضرت باهم بجنگند.[2]
  • از ام ثابت روایت شده که گفت: رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) بر من وارد شد و از دهانه مشکی که آویزان بود ایستاده آب نوشید. من برخواستم و دهانه مشک را بریدم[3]. شارح این حدیث می گوید: ام ثابت ، دهانه مشک را برید تا جای دهان پیامبر را نگهداری کند و بدو تبرّک جوید.[4]
  • خدمت گزاران مدینه به هنگام نماز صبح با ظرف آب نزد پیامبر می رفتند، پیامبرگرامی(صلی الله علیه وآله وسلم) دست مبارک خود را درهر یک از آن ظروف آب فرومی برد، چه بسا در بامداد سردی خدمت وی می رسیدند، باز هم پیامبر دست خود را در آن ها فرومی برد.[5]
  • انس روایت کرده که چون سر رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را می تراشیدند، هیچ مویی از او بر زمین فرونمی افتاد و اصحاب همه آن را در هوا می ربودند.[6]
  • راوی می­گوید که اسماء دختر ابوبکر، رداء زیبایی را از جنس حریر بیرون آورد که بر روی آن نقش و نگارهایی با نخ حریر ترسیم کرده بودند و گفت این رداء را که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آن را می پوشیده، پس از او ما بر بیمارانمان می پوشانیم تا شفاء یابند.[7]
  • روزی مروان بر مردی گذر کرد که صورتش را بر روی قبر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) گذاشته بود. مروان وی را دستگیر کرد و به او گفت که آیا می دانی که چه عملی را انجام دادی؟ هنگامی که مروان به چهره آن مرد خوب دقت کرد او را شناخت و او ابو ایوب انصاری بود. ابو ایوب گفت: آری من نیامده ام که به سنگ احترام بگذارم، بلکه به زیارت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) آمده‌­ام و نه به زیارت سنگ.[8]
  • تبرک حضرت زهرا(علیها السلام) به خاک قبر رسول خدا9به گونه ای که مشتی از خاک را بر­می­داشت و بر چشمان خود می گذاشت و می گریست[9].
  • نیز بلال حبشی مؤذن رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در بازگشت از شام صورت خود را بر قبر آن حضرت گذاشت[10].
  • عبدالله بن عمر نیز دست راست خود را بر قبر شریف پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) می گذاشت.[11]
  • ابن منكدر با اصحاب خود مي نشست پس گاهي زبانش بند مي آمد، سپس برمي خواست در همان حالي كه بود تا اينكه گونه هايش را بر قبر پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) مي گذاشت و سپس بر مي گشت، وقتي از جانب شاگردانش مورد باز خواست مي شد در جواب مي گفت: براي من سكته اي پيش آمد كه براي برطرف كردن آن استعانت از قبر پيامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) جستم و گاهي نيز در جايي از مسجد دراز مي كشيد و غلط مي زد و مي گفت من پيامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را در اين جايگاه ديده بودم.[12]
  • صفیه می‌گوید: هرگاه عمر بر ما وارد می‌شد، دستور می‌داد تا کاسه‌ای که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نزد ما بود به او دهیم، سپس آن را از آب زمزم پر می‌نمود و از آن می‌آشامید و به قصد تبرک بر صورتش می‌پاشید[13]
  • ابراهیم بن عبدالرحمن بن عبدالقاری از ابوذویب نقل می‌کند که می‌گوید: ابن عمر را دیدم که دستش را بر جایگاه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در منبر کشیده و به صورت خود می‌مالید[14]

این­ها نمونه ­هایی بود از تبرک جویی به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) و قبر شریف ایشان در متون علمای عامه که بر صحت آن فتوا داده­اند. و این مطلب اختصاصی به رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ندارد و دیگر اولیاء خدا را نیز شامل می شود. هم­چنان­که مسلمانان به قبر حمزه علیه السلام تبرک می جستند و از آن تسبیح می ساخته و طلب شفا می نمودند، بلکه به خاک مدینه نیز تبرک می جستند[15].

در منابع شیعه نیز نمونه‌هایی از تبرک جستن به اهل بیت و توصیه به آن در گزارش‌هایی آمده است به عنوان نمونه:

  • بحر سقا گوید: امام صادق (علیه‌السّلام) به من فرمود: ‌ای بحر آیا داستانی را که همه اهل مدینه می‌دانند برایت نقل نکنم؟ عرض کردم: چرا؟ فرمود روزی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در مسجد نشسته بود که کنیز یکی از انصار آمد و خود او هم ایستاده بود. کنیز گوشه جامه پیغمبر را گرفت. پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بخاطر آن زن برخاست ولی او چیزی نگفت. پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) هم به او چیزی نفرمود تا سه بار این کار کرد پیغمبر در مرتبه چهارم برخاست و کنیز پشت سرش بود آنگاه کنیز رشته‌ای از جامه حضرت برگرفت و برگشت. مردم به او گفتند خدا: تو را چنین و چنان کند که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را سه بار نگه داشتی و چیزی به او نگفتی. از پیغمبر چه می‌خواستی؟ کنیز گفت: ما بیماری داریم و اهل خانه مرا فرستادند که رشته‌ای از جامه پیغمبر بر گیرم تا بیمار از آن شفا جوید. چون خواستم رشته را برگیرم مرا دید و برخاست من از او شرم کردم که رشته را برگیرم در حالی که مرا می‌بیند و نمی‌خواستم در گرفتن رشته با او مشورت کنم تا در مرتبه چهارم برگرفتم.[16]
  • پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب به امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: اگر چنین نبود که غالیان از امت من در مورد تو گفتاری را گویند که مسیحیان در مورد عیسی بن مریم گفتند در مورد تو سخنی را می‌گفتم که از هیچ جمعیتی گذر نکنی مگر این که خاک زیر پایت را گرفته و بواسطه آن برکت طلب می‌کردند[17]
  • مطابق روایت شیخ طوسی، جابر بن عبد‌الله انصاری هم به جهت تبرک و تیمن شکم خود را به امام باقر (علیه‌السلام) مالیده است: امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: جابر بن عبد‌الله انصاری بر من وارد شد و گفت: پیراهنت را بالا ببر. سپس شکمش را به شکم من چسباند و گفت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) مرا مامور نموده تا به تو سلام برسانم.[18]
  • شخصی می گوید بر امام صادق(علیه السلام) وارد شده و دست ایشان را  بوسیدم، سپس فرمود جایز نیست دست کسی بوسیده شود، مگر دست انبیای الاهی یا اوصیای آنان.[19]

 

آنچه درباره تبرک از اهل عامه رسیده است:

جالب است وهابیت که شیعه را در مورد تبرک جستن مشرک می داند در مورد بزرگان خودش نظرش چیز دیگری است:

  • قَالُوا وازدحم من حضر غسله من الْخَاصَّة والعامة على المَاء الْمُنْفَصِل عَن غسله حَتَّى حصل لكل وَاحِد مِنْهُم شَيْء قَلِيل[20] کسانی که در مراسم غسل ابن تیمیه حاضر بودند چه از بزرگان و چه از توده مردم برای خوردن اب غسل ابن تیمیه که از بدن او میریخت ازدحام کردند تا شاید مقداری هم به آن ها برسد.
  • توفی ابن تیمیه… بقلعة دمشق الَّتِي كَانَ مَحْبُوسًا فِيهَا وَ حضر جمع إِلَى القلعة فَأذن لَهُم فِي الدُّخُول وَجلسَ جمَاعَة قبل الْغسْل وقرأوا الْقرآن وتبركوا بِرُؤْيَتِهِ وَتَقْبِيله ثمَّ انصرفوا[21] ابن تیمیه در قلعه دمشق که در ان زندانی بود وفات یافت و پس از ان جماعتی در انجا حاضر شده و اجازه ورود یافتند و قبل از غسل او در آنجا نشسته و قرآن تلاوت کردند و به دیدن جنازه او و بوسیدن جسدش تبرک جسته و از آنجا خارج می شدند.
  • …وَشَرِبَ جَمَاعَةٌ الْمَاءَ الَّذِي فَضَلَ مِنْ غُسْلِهِ، وَاقْتَسَمَ جَمَاعَةٌ بَقِيَّةَ السِّدْرِ الّذي غسل به، ودفع في الْخَيْطَ الَّذِي كَانَ فِيهِ الزِّئْبَقُ الَّذِي كَانَ في عنقه بسبب القمل مائة وخمسون درهما، وَقِيلَ إِنَّ الطَّاقِيَّةَ الَّتِي كَانَتْ عَلَى رَأْسِهِ دفع فيها خمسمائة درهما…[22] … گروهی از تشییع‌کنندگان، باقی مانده آب غسل ابن‌تیمیه را نوش جان کردند، گروه دیگری باقی مانده سدر او را بین خود تقسیم کردند. گفته شده که ریسمانی را که به جیوه آغشته کردند و برای دفع شپش‌های او روی جنازه‌ انداخته بودند، شخصی به صد و پنجاه درهم خرید و نیز کلاهی را که او بر سر داشت به پانصد درهم خریدند...

 آقای ذهبی در کتاب خود در مورد وفات و دفن بخاری نوشته است:

  • واما التراب، فانّهم کانوا یرفعون عن القبر، حتّی ظهر القبر، ولم یکن یُقدَر علی حفظ القبر بالحراس، وغلبنا علی انفسنا فنصبنا علی القبر خشباً مُشَّبکاً، لم یکن احدٌ یقدر علی الوصول الی القبر؛[23] اما خاک قبر مردم تمامی آن را برداشتند (بردند) در حدی که قبر [جسد] آشکار شد به گونه‌ای که با وجود نگهبانان نیز نمی‌شد از قبر محافظت کرد و ما مغلوب [مردم] بودیم تا اینکه ضریحی را بر سر قبر نصب کردیم، طوریکه هیچکس نتواند به قبر دسترسی داشته باشد.

در اینجا به  چند نمونه از فتاوای فقهای اهل تسنن اشاره می­‌کنیم تا دانسته شود که حتی در میان عامه نیز بسیاری از فقها، تبرک به آثار بزرگان دین را بدون اشکال دانسته­اند.

از احمد بن حنبل نقل کرده اند که معتقد بود بوسیدن و لمس منبر و قبر رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به قصد تبرک و کسب ثواب ایرادی ندارد.[24]

 از محب الدین طبری سؤال شد که آیا لمس یا بوسیدن قبر صحیح است؟ در پاسخ گفته بود: بر این شیوه علماء صالحین عمل کرده اند.[25]

حافظ ابن حجر می گوید: برخی از جواز بوسیدن حجرالاسود استنباط کرده اند که بوسیدن هرآن­چه مستحق التعظیم است از انسان و غیر آن (هم­چون جلد مصحف و قبور صالحین) جواز دارد و سپس فتوای احمد و دیگران را نقل می کند[26].

و این مطلب روشن است که در تبرک، در حال حیات بودن یا نبودن فرد ملاک نیست و اگر به آب وضوی پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) تبرک می شود، تبرک به قبر او که مدفن بهترین انسان هاست اولویت دارد. کسی که ضریح معصومین(علیهم السلام) را می‌­بوسد، در واقع قصد تبرک از وجود مبارک آن ها و تقرب به مقام قربشان دارد و تبرک نشانه عشق و محبت به آن هاست. حال اگر مسلمانی خاک قبر و ضریح و مرقد خاتم پیامبران یا اوصیاء او را بر دیده بگذارد و قبر و ضریح پیشوایان را به عنوان احترام ببوسد و به آن ها تبرک بجوید و بگوید خداوند در این خاک چنین اثری گذاشته چرا باید مورد لعن و تکفیر واقع شود؟

تبرک شیعه در عتبات مقدسه به دلیل روایی است:

بوسیدن عتبات مقدسه در احادیث شیعه وارد شده به عنوان نمونه :

  • علامه مجلسی روایت می کند که امام فرمود:
    «مستحب است که اطراف قبر و ضریح امام بوسیده شود و به آن تبرک شود»[27]
  • و در موردی دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود:
    وقتی به نزد قبر پیامبر حاضر شدی به منبر پیامبر نزدیک شو و با دو دستت آن را مسح کن و بر چشمانت بکش[28]

 یکی دیگر از این احادیث در زیارت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است:

  • ثُمَّ قَبِّلِ العَتَبَةَ وَ قَدِّم رِجلَكَ اليُمنى[29] سپس عتبه را ببوس و پای راست را در ورود مقدم کن

این زیارت شریف را بزرگان امامیه چون : شیخ مفید و سید بن طاووس و شهید اول در کتاب هایشان ذکر کرده­اند. صاحب الغدیر در اثبات وارد بودن این ادب (آستانه بوسی) به برخی زیارات که مرحوم علامه مجلسی نقل نموده اشاره می کند: آنجا که در زیارت جامعه ائمه معصومین خطاب به اهل­بیت:چنین عرضه می‌داریم،

  • و واشَوقاهُ إلي تَقبيلِ أعتابِكُم وَ الوُلوجِ بِإذنِكُم وَ تَعفيرِ الخَدِّ عَلى أريجِ تُرابِكُم…[30] وه که چه شوقی دارم بر بوسیدن درگاه­های مشاهد شما و داخل شدن از درهای خانه های شما به اجازه تان و صورت نهادن بر تربت خوشبوی شما….

واضح است که این عتبه بوسی، مصداق عبادت امام نیست؛ بلکه این نحوه عرض ارادت، به امر پروردگار صورت می پذیرد، بنابراین عبادت خدا محسوب می شود  و اگر زائر با زانو زدن و سر فرود آوردن ، آستانه حرم امام را ببوسد یا به خاطر اینکه نعمت عظمای زیارت نصیبش شده، به نیت سجده شکر برای خدا سر بر عتبه مقدسه بساید عملی بسیار نیکو به جا آورده است. این عملی است که عادت و سیره شیعیان و بزرگان شیعه بوده و ممدوح و پسندیده می­باشد.

—————————————————————————————————

[1]قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ ابْنَ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا عَنِ اسْتِلاَمِ الحَجَرِ، فَقَالَ: «رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَسْتَلِمُهُ وَيُقَبِّلُهُ».

صحیح بخاری، بخاری، محقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة ،الطبعة: الأولى، 1422هـ ،عدد الأجزاء: 9 ، ج2 ، کتاب الحج،باب تقبیل الحجر ، ص151، ح1611.

[2]قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جُحَيْفَةَ، يَقُولُ: خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالهَاجِرَةِ، فَأُتِيَ بِوَضُوءٍ فَتَوَضَّأَ، فَجَعَلَ النَّاسُ يَأْخُذُونَ مِنْ فَضْلِ وَضُوئِهِ فَيَتَمَسَّحُونَ بِهِ… وَإِذَا تَوَضَّأَ كَادُوا يَقْتَتِلُونَ عَلَى وَضُوئِهِ.

 صحیح بخاری، بخاری، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة،الطبعة: الأولى، 1422هـ ،عدد الأجزاء: 9 ، ج 1 ، ص49، ح 187 و 189، باب اسْتِعْمَالِ فَضْلِ وَضُوءِ النَّاسِ.

[3]دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ فَشَرِبَ مِنْ فِي قِرْبَةٍ مُعَلَّقَةٍ قَائِمًا فَقُمْتُ إِلَى فِيهَا فَقَطَعْتُهُ»: هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ غَرِيبٌ.

 سنن ترمذي، ترمذي، تحقيق وتعليق:أحمد محمد شاكر و دیگران، ناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، مصر، طبعة: ثانية، 1395 هـ ، عدد الأجزاء: 5 ، ج 4، ص 306، ح 1892.

[4]وَإِنَّمَا قَطَعَتْها: لِتَحْفَظَ موْضِعَ فَم رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وَتَتَبَرَّكَ بِهِ.

 رياض الصالحين، يحيى بن شرف النووي، المحقق: شعيب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة، بيروت،الطبعة: الثالثة، 1419هـ/1998م ، ج 1، ص 252.

[5]کان رسُولُ اللهِ9إذا صلّی الغداة جاء خدم المدینة بِآنیتهم فیها الماء فما یؤتی بإناء إلاّ غمس یده فیها قربّماه جاؤوه فی الغداة الباردة فیغمس یده فیها.

صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، محقق: محمد فؤاد عبدالباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي بيروت، عدد الأجزاء: 5، کتاب الفضائل، باب قرب النبی من الناس و تبرّکهم به، ج4، ص1812، ح74.

[6]عَنْ أَنَسٍ، قَالَ: لَقَدْ رَأَيْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَالْحَلَّاقُ يَحْلِقُهُ، وَأَطَافَ بِهِ أَصْحَابُهُ، فَمَا يُرِيدُونَ أَنْ تَقَعَ شَعْرَةٌ إِلَّا فِي يَدِ رَجُل.

صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، محقق: محمد فؤاد عبدالباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي بيروت، عدد الأجزاء: 5، کتاب الفضائل، باب قرب النبی من الناس و تبرّکهم به، ج 4، ص1812، ح75.

[7] فَقَالَتْ: هَذِهِ جُبَّةُ رَسُولِ الله9، فَأَخْرَجَتْ إِلَيَّ جُبَّةَ طَيَالِسَةٍ كِسْرَوَانِيَّةٍ لَهَا لِبْنَةُ دِيبَاجٍ، وَفَرْجَيْهَا مَكْفُوفَيْنِ بِالدِّيبَاجِ، فَقَالَتْ: هَذِهِ كَانَتْ عِنْدَ عَائِشَةَ حَتَّى قُبِضَتْ، فَلَمَّا قُبِضَتْ قَبَضْتُهَا، وَكَانَ النَّبِيُّ يَلْبَسُهَا، فَنَحْنُ نَغْسِلُهَا لِلْمَرْضَى يُسْتَشْفَى بِهَا.

 صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي بيروت، عدد الأجزاء: 5، ج3، ص 1641.

 مشکاه المصابیح، محمد بن عبد الله الخطيب العمري، المحقق: محمد ناصر الدين الألباني الناشر: المكتب الإسلامي  بيروت الطبعة: الثالثة، 1985، عدد الأجزاء: 3، ج 2، ص 1242. آلبانی بعنوان محقق کتاب این حدیث را صحیح خوانده است.

[8]عنِ أَبِي صَالِحٍ، قَالَ: أَقْبَلَ مَرْوَانُ يَوْمًا فَوَجَدَ رَجُلًا وَاضِعًا وَجْهَهُ عَلَى الْقَبْرِ، فَأَخَذَ بِرَقَبَتِهِ وَقَالَ: أَتَدْرِي مَا تَصْنَعُ؟ قَالَ: نَعَمْ، فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ أَبُو أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، فَقَالَ: جِئْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَمْ آتِ الْحَجَرَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَقُولُ: لَا تَبْكُوا عَلَى الدِّينِ إِذَا وَلِيَهُ أَهْلُهُ، وَلَكِنِ ابْكُوا عَلَيْهِ إِذَا وَلِيَهُ غَيْرُ أَهْلِهِ

مستدرک الصحیحین،حاکم نیشابوری، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 – 1990 ، عدد الأجزاء: 4،  ج4، ص 560 ، ح 8571. حاکم حدیث را صحیح خوانده است.

وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص217.

[9]عن علي رضي الله تعالى عنه قال: لما رمس رسول الله6 جاءت فاطمة رضي الله تعالى عنها، فوقفت على قبره صلی الله علیه و آله، وأخذت قبضة من تراب القبر و وضعت على عينيها وبكت….

 وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص217.

[10]أن بلالا رضي الله تعالى عنه لما قدم من الشام لزيارة النبي(صلی الله علیه وآله وسلم) أتى القبر، فجعل يبكي عنده، ويمرغ وجهه عليه، وإسناده جيد كما سبق.

 وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص217.

[11]ذكر الخطيب بن حملة أنّ ابن عمر رضي الله تعالى عنهما كان يضع يده اليمنى على القبر الشريف …

 وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص218.

[12]كان ابن المنكدر يجلس مع أصحابه فكان يصيبه صمات فكان يقوم كما هو حتي يضع خده علي قبر النبي(صلی الله علیه وآله وسلم) ثم يرجع فعوتب في ذلك فقال إنه يصيبني خطر فإذا وجدت ذلك استعنت بقبر النبي(صلی الله علیه وآله وسلم)وكان يأتي موضعا من المسجد يتمرغ فيه ويضطجع فقيل له في ذلك فقال إني رأيت النبي6في هذا الموضع.

سیر اعلام انبلاء، ذهبی، المحقق : مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط،الناشر : مؤسسة الرسالة ، الطبعة : الثالثة ، 1405 هـ،عدد الأجزاء : 25 ، ج5، ص358.

[13] فكانت إذا قدم علينا عمر قال: ائتوني بصحفة رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه وسلّم).قال ابن السّكن: وقد قيل في هذا الحديث عن بحرية عن عمّها خراش، ولم يثبت.قلت: كذلك أخرجه أبو موسى من طريق محمد بن معمر، عن أبي عامر، لكن قال:عن يحيى بن ثابت. عن صفية. وقال فيه: خراش، وزاد في آخره: فنخرجها له فيملؤها من ماء زمزم فيشرب منها وينضح على وجهه، فلعل لأبيعامر فيه إسنادين. والظاهر أنه واحد، وأنّ أحد الاسمين مصحّف من الآخر، والّذي يترجح أنه خداش. واللَّه أعلم.

الاصابة،عسقلانی، ابن حجر، الناشر: دار الكتب العلمية ، ج۲، ص۲28.

[14] بْرَاهِيم بْن عَبْد الرَّحْمَن بْن عبد القارى يروي عَن بْن عمر روى عَنْهُ حَمْزَةُ بْنُ أَبِي جَعْفَرٍ من حَدِيث بن أَبى ذويب قَالَ رَأَيْت بن عُمَرَ وَضَعَ يَدَهُ على مَقْعَدِ النَّبِيَّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) مِنَ الْمِنْبَرِ ثُمَّ وَضَعَهَا على وَجهه

الثقات،ابن حبان، محمد، مؤسسه الکتب الثقافیه، مجلس دائرة المعارف العثمانیه بحیدر آباد الدکن الهند، ۱۳۹۳ه، چاپ اول، ج۴، ص۹-۱0

[15] وأن الزركشي استثنى تربة حمزة رضي الله عنه لإطباق الناس على نقلها للتداوي بها من الصداع، وحكى البرهان ابن فرحون عن الإمام العالم أبي محمد عبد السلام بن إبراهيم بن ومصال الحاحاني، قال: نقلت من كتاب الشيخ العالم أبي محمد صالح الهزميري قال:قال صالح بن عبد الحليم: سمعت أبا محمد عبد السلام بن يزيد الصنهاجي يقول: سألت أحمد بن يكوت عن تراب المقابر الذي كان الناس يحملونه للتبرك هل يجوز أو يمنع؟ فقال: هو جائز، وما زال الناس يتبركون بقبور العلماء والشهداء والصالحين، وكان الناس يحملون تراب قبر سيدنا حمزة بن عبد المطلب في القديم من الزمان. قال ابن فرحون عقبه: والناس اليوم يأخذون من تربة قريبة من مشهد سيدنا حمزة، ويعملون منها خرزا يشبه السبح، واستدل ابن فرحون بذلك على جواز نقل تراب المدينة، وقد علمت مما تقدم أن نقل تربة حمزة رضي الله عنه إنما هو للتداوي…

  وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج1، ص95.

[16] عِدَّةٌ مِنْ اَصْحَابِنَا عَنْ اَحْمَدَ بْنِ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ اَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَحْرٍ السَّقَّاءِ قَالَ قَالَ لِی اَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع… اَ لَا اُخْبِرُکَ بِحَدِیثٍ مَا هُوَ فِی یَدَیْ اَحَدٍ مِنْ اَهْلِ الْمَدِینَةِ قُلْتُ بَلَی قَالَ بَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ صذَاتَ یَوْمٍ جَالِسٌ فِی الْمَسْجِدِ اِذْ جَاءَتْ جَارِیَةٌ لِبَعْضِ الْاَنْصَارِ وَ هُوَ قَائِمٌفَاَخَذَتْ بِطَرَفِ ثَوْبِهِ فَقَامَ لَهَا النَّبِیُّ صفَلَمْ تَقُلْ شَیْئاً وَ لَمْ یَقُلْ لَهَا النَّبِیُّ صشَیْئاً حَتَّی فَعَلَتْ ذَلِکَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍفَقَامَ لَهَا النَّبِیُّ فِی الرَّابِعَةِ وَ هِیَ خَلْفَهُ فَاَخَذَتْ هُدْبَةً مِنْ ثَوْبِهِ ثُمَّ رَجَعَتْ فَقَالَ لَهَا النَّاسُ فَعَلَ اللَّهُ بِکِ وَ فَعَلَ حَبَسْتِ رَسُولَ اللَّهِ صثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَا تَقُولِینَ لَهُ شَیْئاً وَ لَا هُوَ یَقُولُ لَکِ شَیْئاً مَا کَانَتْ حَاجَتُکِ اِلَیْهِ قَالَتْ اِنَّ لَنَا مَرِیضاً فَاَرْسَلَنِی اَهْلِی لآِخُذَ هُدْبَةً مِنْ ثَوْبِهِ لِیَسْتَشْفِیَ بِهَا فَلَمَّا اَرَدْتُ اَخْذَهَا رَآنِی فَقَامَ فَاسْتَحْیَیْتُ مِنْهُ اَنْ آخُذَهَا وَ هُوَ یَرَانِی وَ اَکْرَهُ اَنْ اَسْتَاْمِرَهُ فِی اَخْذِهَا فَاَخَذْتُهَا

کافی،کلینی، ط الاسلامية ، ج۲، ص۱۰2

[17] عدة من اصحابنا عن سهل بن زیاد عن محمد بن سلیمان عن ابیه عن ابی بصیر قال: بینا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ذات یوم جالسا اذ اقبل امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) فقال له رسول الله صلی الله علیه وآله… لولا ان تقول فیک طوائف من امتی ما قالت النصاری فی عیسی بن مریم لقلت فیک قولا لا تمر بملا من الناس الااخذوا التراب من تحت قدمیک یلتمسون بذلک البرکة.

کافی،کلینی، ، چاپ اسلامی،ج۸، ص۵7  و الأمالي،الشيخ الصدوق ، تحقيق قسم الدراسات الاسلامية ،ج 1 ، ص 709

[18] اَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ، عَنْ اَبِی الْمُفَضَّلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الْبَاغَنْدِیُّ، وَ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بَهْرَامَ مَحْمِئٌ الْمُخَرَّمِیُّ الْبَزَّازُ، قَالا: حَدَّثَنَا سُوَیْدُ بْنُ سَعِیدٍ الْحَدَثَانِیُّ، قَالَ: اَخْبَرَنَا الْفَضْلُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ اَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ، عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (عَلَیْهِمَا السَّلَامُ)، قَالَ: دَخَلَ عَلَیَّ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ اَنَا فِی الْکُتَّابِ، فَقَالَ: اکْشِفْ عَنْ بَطْنِکَ. قَالَ: فَکَشَفْتُ لَهُ، فَاَلْصَقَ بَطْنَهُ بِبَطْنِی، وَ قَالَ: اَمَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) اَنْ اُقْرِئَکَ السَّلَامَ.

لأمالي ، الشيخ الطوسي، ط دار الثقافة، ج1 ،ص636

[19] َلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زَيْدٍ النَّرْسِيِ‌ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَزْيَدٍ صَاحِبِ السَّابِرِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَتَنَاوَلْتُ يَدَهُ فَقَبَّلْتُهَا فَقَالَ أَمَا إِنَّهَا لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِنَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ.

الکافی، شیخ الکلینی، چاپ اسلامی، ج2 ، ص185

[20] – الاعلام العلیة فی مناقب ابن تیمیه، علی بن موسی البزار ، المحقق: زهير الشاويش،الناشر: المكتب الإسلامي  بيروت، الطبعة: الثالثة، 1400، ج1، الْفَصْل الرَّابِع عشر ، ص83 .

[21] – العقود الدریه من مناقب احمد بن تیمیه،ابن عبدالهادی ، المحقق: محمد حامد الفقي،الناشر: دار الكاتب العربي – بيروت ، عدد الأجزاء: 1، ج1 ، مَا كتبه الْعلمَاء فِي وَفَاة الشَّيْخ ، ص385.

[22] – البدآیه والنهآیه ، ابن کثیر دمشقی ، الناشر: دار الفكر  ، عام النشر: 1407 هـ – 1986 م،عدد الأجزاء: 15 ،  ج14 ص136.

[23] – سیراعلام النبلاء ، ذهبی، المحقق : مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط،الناشر : مؤسسة الرسالة ، الطبعة : الثالثة ، 1405 هـ،عدد الأجزاء : 25 ، ج12 ص 467.

[24]في كتاب العلل والسؤالات لعبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبيه رواية أبي علي بن الصوف عنه، قال عبد الله: سألت أبي عن الرجل يمسّ منبر رسول الله9، ويتبرك بمسه، ويقبله، ويفعل بالقبر مثل ذلك رجاء ثواب الله تعالى، قال: لا بأس به…

 وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص217.

[25] – ونقل الطيب الناشري عن المحب الطبري أنه يجوز تقبيل القبر ومسه؟ قال: وعليه عمل العلماء الصالحين…

 وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص218.

[26]وقال الحافظ ابن حجر: استنبط بعضهم من مشروعية تقبيل الحجر الأسود جواز تقبيل كل من يستحق التعظيم من آدمي وغيره، فأما تقبيل يد الآدمي فسبق في الأدب، وأما غيره فنقل عن أحمد أنه سئل عن تقبيل منبر النبي صلى الله تعالى عليه وسلم وقبره، فلم ير به بأسا، واستبعد بعض أتباعه صحته عنه. ونقل عن ابن أبي الصيف اليماني أحد علماء مكة من الشافعية جواز تقبيل المصحف وأجزاء الحديث وقبور الصالحين.

 وفاء الوفاء، سمهودی، دار الكتب العلمية بيروت، الطبعة: الأولى  1419، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص218.

[27] بحار الانوار ج97 ص126

[28] –  الکافی ، الشيخ الكليني،ط الاسلامية ج4 ص553

[29] – بحارالانوار، مجلسی، طبع دارالاحیاءالتراث، ج 97، ص 284.

[30] – بحارالانوار، مجلسی، طبع دارالاحیاءالتراث، ج 99، ص 205.

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً اطلاعات زیر را وارد کنید.

دکمه بازگشت به بالا
سوال خود را بپرسید