بچه بدنیا نیامده و اسم!
شیعیان برای بچهای که هنوز به دنیا نیامده و جنسیت آن مشخص نیست چگونه نام انتخاب کرده اند؟
پاسخ شبهه:
اولاً: خود خداوند متعال نیز پیش از به دنیا آمدن یحیی و در هنگامی که بشارت او را به پدرش زکریا داده وی را نام گذاری کرده است[1]. پس در منطق قرآن نام گذاری حتی برای فرزندی که هنوز نطفه اش بسته نشده نیز روا است.
ثانیاً: از علی(علیه السلام) نقل شده است: فرزندانتان را پیش از تولّد نام گذاری کنید و اگر نمیدانید پسر یا دختر هستند، اسم آنها را از اسم هایى انتخاب کنید که براى مذکّر و مؤنّث هر دو مىگذارند، پس فرزند سقط شده شما بدون این که نامى برایش گذارده باشید روز قیامت که با شما ملاقات کند مىگوید: آیا براى من نامى نگذاردى،درحالی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نام محسن را براى فرزندش قبل از تولّد گذارد.[2]
با توجه به این حدیث و احادیث متعدد دیگری كه در این زمینه واردشده فهمیده میشود سیره پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) براین بوده که قبل از تولد نوزاد برای او نامی انتخاب میکردند.
ثالثاً: بر طبق روایات نام فرزندی كه حضرت فاطمه(علیها السلام) در رحم داشت و در اثر وقایع تلخ، سقط شد، در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و توسط خود ایشان نامگذاری شده بود.[3]
نام گذاری آن جنین به امر خدای متعال توسط رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)به نام «محسن» آن قدر شهرت داشت که همه مسلمانان از آن با خبر شده بودند و حتی عامّه هم این مطلب را و این نام را در کتابهای خود آوردهﺍند :
ابنابیالحدید نیز در داستان مناظره با استادش ابوجعفر نقیب به سقط محسن در جریان بیعت اشاره میکند[4]
ابن بطریق، الحافظ یحیی بن حسن (متوفی 600 ق) می گوید:
- وفى رواية أن فاطمة(علیها السلام) أسقطت بعد رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ذكرا ، كان سماه النبي وهو حمل، محسنا.[5]
در روایتی نقل شده فاطمه(علیها السلام) پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرزند پسری را سقط نمود که پیامبر در حال حمل او را محسن نامگذاری کرده بود.
رابعاً: درباره تعیین جنسیت جنین و نام گذاری او باید گفت که آیا شبهه گران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)و علم الهی او را از برخی زنان قابله که جنسیت جنین را از حالات مادر تشخیص می دهند کمتر می دانند؟
این در حالی است که درباره کرامات ابابکر نقل میکنند :
- «حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنها به عایشه گفت: که فرزند در رحم (بنت خارجه) دختر است(او همسر دوم ابوبکر بود) پس تو وصیت مرا بپذیر وبه ان عمل کن و او را در ارث شریک گردان ، و زمانی که ام کلثوم بنت ابوبکر متولد شد طبق وصیت پدر به او ارث رسید.[6]
چگونه است که دانستن جنسیت جنین برای ابابکر امکان دارد و از فضائل او محسوب میگردد ولی این امر برای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که عالم به وحی الهی هستند و طبق فرمایش خداوند جز وحی نمی گویند [7] جای سوال و تردید است ؟
—————————————————————————————————
[1] – (يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا) (مریم/7)
ای زکریا همانا تو را به فرزندی که نامش یحیی است و از این پیش همنام و همانندش (در تقوا) نیافریدیم بشارت میدهیم.
[2] – قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) سَمُّوا أَوْلَادَكُمْ قَبْلَ أَنْ يُولَدُوا فَإِنْ لَمْ تَدْرُوا….
الکافی ،کلینی، تحقیق غفاری علیاکبر، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1367 هـ.، سنة الطباعة: 1407 ق ،عدد الاجزا: 8، ج 6، ص 18.
علل الشرائع، شیخ صدوق ، منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها في النجف، عدد الاجزا:،2 ،ج ۲، ص ۴64.
[3] – الارشاد، شیخ مفید، قم، موسسه آل البیت، محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ناشر: كنگره شيخ مفيد،چاپ اول، 1413 هـ. تعداد جلد:2 ،ج1 ،ص 355.
[4] – شرح نهج البلاغه ، ناشر: مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)، ابن ابی الحدید، ، عدد الاجزا:20 ، ج۱۴، ص۱۹۲–۱۹۳.
[5]– عمدة عیون صحاح الاخبار، ابن بَطریق، تحقیق شیخ مالک محمودی و شیخ ابراهیم البهادری، ص۷۴
[6] – أخرج مالك عن عائشة رضي الله عنها: أن أبا بكر نحلها جداد عشرين وسقا من ماله بالغابة، فلما حضرته الوفاة قال: يا بنية، والله ما من الناس أحد أحب إليّ غنى منك، ولا أعز علي فقرًا بعدي منك، وإن كنت نحلتك جداد عشرين وسقا، فلو كنت جددته واحترزته كان لك، وإنما هو اليوم مال وارث، وإنما هو أخواك وأختاك فاقسموه على كتاب الله، فقالت: يا أبت! والله لو كان كذا وكذا لتركته، إنما هي أسماء، فمن الأخرى؟ قال: ذو بطن ابنة خارجة، أراها جارية، وأخرجه ابن سعد، وقال في آخره: ذات بطن ابنة خارجة، وقد ألقى في روعي أنها جارية، فاستوصى بها خيرًا، فولدت أم كلثوم
تاريخ الخلفاء ، جلال الدين السيوطي ، المحقق: حمدي الدمرداش ، الناشر: مكتبة نزار مصطفى الباز ، الطبعة: الطبعة الأولى: 1425هـ-2004م ، ص67
[7] – (وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى) (نجم/3و4)