غدیر

خیلی از تفاسیر شان نزول آیه ابلاغ را درباره علی(علیه السلام) نمی دانند!

شأن نزول آیه تبلیغ مورد اختلاف است. چنانچه در بعضی تفاسیر به این موضوع اشاره شده است.

به این نوشته امتیاز دهید

بیان شبهه:

شان نزول آیه تبلیغ مورد اختلاف است. به این اختلاف در تفاسیر اشاره شده است:

الف- آیه پس از بعثت پیامبر و قبل از دعوت عمومی وی نازل شده است.

ب-آیه درباره این است که پیامبر نیازی نیست برای خودت در جنگ ها محافظ بگذاری.

ج- آیه درباره بیان حکم رجم و قصاص است.

د- آیه در سال سوم هجری نازل شده و ناظر به مسئله ازدواج پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با زینب بنت جحش است.

ه- آیه درباره اعلام حکم تخییر زنان پیامبر درباره طلاق ایشان بود.

و – در صحرای عرفات در حجه الوداع نازل شده .

ز- با توجه به سباق و سیاق آیات این آیه در شان اهل کتاب نازل شده است.

پاسخ شبهه:

اولاً: طبیعی است که مخالف چنین فضیلتی را برای امیرالمؤمنین علیه السلام برنتابد، لذا تعریف شأن نزول­های متعدد برای یک آیه، یکی از راههای فرار اینان از واقعیات است. در اینکه شأن نزول این آیه درباره ابلاغ ولایت امیرالمومنین علیه السلام به عموم مسلمین هست علما و مفسرین شیعه اختلافی ندارند و این مورد اجماع تمام آنها است.

در میان اهل تسنن نیز بسیاری از علمای منصف عامه حقیقت را در کتب خود بیان نموده اند:

  • عَن ابْن مَسْعُود قَالَ: كُنَّا نَقْرَأ على عهد رَسُول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) (يَا أَيهَا الرَّسُول بلغ مَا أنزل إِلَيْك من رَبك) أَن عليا مولى الْمُؤمنِينَ (وَإِن لم تفعل فَمَا بلغت رسَالَته وَالله يَعْصِمك من النَّاس) [1] ابن مسعود می گوید: ما در زمان رسول خدا آیه تبلیغ را اینگونه قرائت می کردیم : ای پیامبر آنچه  به تو از طرف پروردگارت نازل شده به مردم ابلاغ کن که علی مولای مومنین است و اگر ابلاغ نکنی رسالتت را به انجام نرساندی و خدا تو را از مردم حفظ خواهد کرد.
  • عَن أبي سعيد الْخُدْرِيّ قَالَ: نزلت هَذِه الْآيَة {يَا أَيهَا الرَّسُول بلغ مَا أنزل إِلَيْك من رَبك} على رَسُول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) يَوْم غَدِير خم فِي عَليّ بن أبي طَالب.[2]
  • عن ابن عباس في قوله يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ قال: نزلت في علي (رضي الله عنه) أمر النبي (صلی الله علیه وآله وسلم) أن يبلغ فيه فأخذ (عليه السلام) بيد علي، وقال: «من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»[3]
  • وقال أبو جعفر محمد بن علي: معناه: بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ في فضل علي بن أبي طالب، فلما نزلت الآية أخذ (عليه السلام) بيد علي، فقال: «من كنت مولاه فعلي مولاه.[4]

ثانیاً: همچنین خداوند با خطابی نسبتاً شدید با پیامبر رحمتش در این آیه سخن می­گوید و طبق نص صریح آیه می­فرماید که اگر کار مورد نظر را انجام ندهد، درواقع تمام زحمات 23 سال رسالتش بی ارزش شده و ابلاغ رسالت ننموده است، حال شبهه کننده بگوید کدامیک از شأن نزول­ هایی که غیر از مسئله جانشینی حضرت رسول  صلی الله علیه وآله وسلم است و به آن­ها استناد می­نماید بیانگر چنان حساسیتی و اهمیتی می باشد؟ آیا اینکه پیامبر برای خود محافظ قرار بدهد مساوی ابلاغ نکردن رسالتش است؟ یا احکام ازدواج پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با همسرانش از چنین اهمیتی برخوردار بوده که کل دین را زیر سوال ببرد؟

ثالثاً: با نگاه به احادیث وارده شده درباره زمان نزول سوره مائده که آیه مورد بحث در آن قرار دارد می­بینیم که علمای عامه این زمان را در حجة الوداع در سال دهم هجری و در آخر عمر حضرت رسول می دانند و بدین ترتیب ادعاهای شبهه گر درباره شأن نزول­های مختلف در غیر این زمان اساسی ندارد.

  • عَن عبد الله بن عَمْرو قَالَ: آخر سُورَة نزلت سُورَة الْمَائِدَة وَالْفَتْح.[5]
  • نزلت سُورَة الْمَائِدَة على رَسُول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) فِي حجَّة الْوَدَاع فِيمَا بَين مَكَّة وَالْمَدينَة وَهُوَ على نَاقَته فانصدعت كتفها فَنزل عَنْهَا رَسُول الله(صلی الله علیه وآله وسلم).[6]
  • أنس قَالَ: نزلت سُورَة الْمَائِدَة على رَسُول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) فِي الْمسير فِي حجَّة الْوَدَاع وَهُوَ رَاكب رَاحِلَته فبركت بِهِ رَاحِلَته من ثقلهَا.[7]
  • عطية بن قيس قَالَ: قَالَ رَسُول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) الْمَائِدَة من آخر الْقُرْآن تَنْزِيلا فاحلوا حلالها وحرموا حرامها.[8]
  • آخر سُورَة أنزلت سُورَة الْمَائِدَة وان فِيهَا لسبع عشرَة فَرِيضَة.[9]

رابعاً: همچنین دوستداران سقیفه کوشیده اند که با بیان شأن نزول های ساختگی و کذب ، ذهن مخاطبین را از واقعیت دور سازند، که در اینجا بعنوان نمونه یک مورد را بررسی و نقد می نماییم.

برخی نوشته‌اند، آیه تبلیغ در مدینه نازل شده و  هدف از نزول آن مکلف کردن رسول خدا  صلی الله علیه وآله وسلم به ابلاغ بی‌واهمه حقایق وحی به اهل کتاب بوده است.[10] پیامی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مامور به ابلاغ آن شد، ابلاغ حکم رجم (سنگسار) و قصاص بود که یهودیان و مسیحیان این احکام الهی را در تورات و انجیل دستخوش تحریف و تغییر کرده بودند.[11]

استدلال کنندگان می­گویند که سخن در قبل و بعد از این آیه نیز درباره اهل کتاب است و موضوع آیه نباید با موضوع آیات قبل و بعد از خود بیگانه باشد.

ما در جواب و نقد این استدلال خودساخته می­گوییم، با توجه به روند تاریخی و شهادت قرآن، می­بینیم که  پس از جنگ‌های مسلمانان و یهودیان، از جمله غزوه بنی قریظه و غزوه خیبر، قدرت و شوکت یهودیان در هم شکست و با تصرف پایگاه‌های آنان و تبعید شماری از آنان به خارج از مدینه، نفوذ آنان از بین رفت.

  • (وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا* وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا) (الاحزاب/26و27)
    و كسانى از اهل كتاب را كه با [مشركان] همپشتى كرده بودند از دژهايشان به زير آورد و در دلهايشان هراس افكند گروهى را مى‏كشتيد و گروهى را اسير مى‏كرديد*و زمينشان و خانه‏ها و اموالشان و سرزمينى را كه در آن پا ننهاده بوديد به شما ميراث داد و خدا بر هر چيزى تواناست.
  • (هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ* وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ* ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ)(حشر/2و3و4)
    اوست كسى كه از ميان اهل كتاب كسانى را كه كفر ورزيدند در نخستين اخراج [از مدينه] بيرون كرد گمان نمى‏كرديد كه بيرون روند و خودشان گمان داشتند كه دژهايشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود و[لى] خدا از آنجايى كه تصور نمى‏كردند بر آنان درآمد و در دلهايشان بيم افكند [به طورى كه] خود به دست‏خود و دست مؤمنان خانه‏هاى خود را خراب مى‏كردند پس اى ديده‏وران عبرت گيريد* و اگر خدا اين جلاى وطن را بر آنان مقرر نكرده بود قطعا آنها را در دنيا عذاب مى‏كرد و در آخرت [هم] عذاب آتش داشتند* اين [عقوبت] براى آن بود كه آنها با خدا و پيامبرش در افتادند و هر كس با خدا درافتد [بداند كه] خدا سخت‏كيفر است.

مسیحیان هم در عربستان، به ویژه در مدینه، فاقد قدرت بوده و تنها مقابله مسلمانان با آنان در ماجرای مباهله بود که آن هم به درخواست مسیحیان منتفی شد.

  • فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ(آل عمران/61)
    پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت‏خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

پس با توجه به قدرت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و مسلمانان در واپسین سال‌های عمر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، دلیلی برای نگرانی آن حضرت از یهود و نصارا وجود نداشت تا سبب واهمه در ابلاغ حقایق دین به آنان گردد. افزون بر این، آیه تبلیغ از جهت موضوع، با آیات قبل و بعد از خود بیگانه نیست، زیرا آیات قبل و بعد، در نکوهشِ یهود و نصاراست و چه بسا آنان تصور می‌کرده‌اند که با رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، دوران قدرت مسلمانان سپری می‌شود و بار دیگر زمینه نفوذ و سلطه آنان فراهم می‌گردد، اما آیه تبلیغ که درباره تعیین رهبری امت اسلامی پس از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم است، بطلان این تصور را آشکار ساخت و این مطلب با «‌آیه اکمال‌» که پس از اعلام ولایت امیرالمومنین علیه السلام نازل شد، تناسب دارد.

—————————————————————————————————

[1] – در المنثور، سیوطی، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8، ج3، ص117.

فتح القدیر، شوکانی، الناشر: دار ابن كثير، دار الكلم الطيب – دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى – 1414 هـ، ج2، ص69.

[2] – در المنثور، سیوطی، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8، ج3، ص117.

فتح القدیر، شوکانی، الناشر: دار ابن كثير، دار الكلم الطيب – دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى – 1414 هـ، ج2، ص69.

اسباب النزول، واحدی، المحقق: كمال بسيوني زغلول، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 هـ، ج1، ص204.

عمدة القاری فی شرح صحیح بخاری،عینی، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، عدد الأجزاء: 25، ج18، ص206.

تاریخ دمشق، ابن عساکر، المحقق: عمرو بن غرامة العمروي، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، عام النشر: 1415 هـ – 1995 م، عدد الأجزاء: 80 ، ج42، ص237.

تفسیر، ابن ابی حاتم، المحقق: أسعد محمد الطيب، الناشر: مكتبة نزار مصطفى الباز – المملكة العربية السعودية، ، الطبعة: الثالثة – 1419 هـ، ج4، ص1172.

[3] – کشف البیان، ثعلبی، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق: الأستاذ نظير الساعدي، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: الأولى 1422، هـ – 2002 م، عدد الأجزاء: 10، ج4، ص92.

[4] – کشف البیان، ثعلبی، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق: الأستاذ نظير الساعدي، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: الأولى 1422، هـ – 2002 م، عدد الأجزاء: 10، ج4، ص92.

[5] – سنن ترمذی، ترمذی، المحقق: بشار عواد معروف، الناشر: دار الغرب الإسلامي – بيروت، سنة النشر: 1998 م، عدد الأجزاء: 6، ج5، ص111.

درالمنثور، سیوطی، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8، ج3، ص3.

فتح القدیر، شوکانی، الناشر: دار ابن كثير، دار الكلم الطيب – دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى – 1414 هـ ،ج6، ص87.

[6] – درالمنثور، سیوطی، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8، ج3، ص4.

عمدة القاری، العینی، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، عدد الأجزاء: 25 ، ج18، ص196.

روح المعانی، الوسی، المحقق: علي عبد الباري عطية، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1415 هـ، عدد الأجزاء: 16 ، ج3، ص221.

[7] -جامع البیان، طبری، المحقق: أحمد محمد شاكر، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1420 هـ – 2000 م، عدد الأجزاء: 24 ، ج9، ص531.

 درالمنثور، سیوطی، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8، ج3، ص4.

النکت و العیون، مارودی، المحقق: السيد ابن عبد المقصود بن عبد الرحيم، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، عدد الأجزاء: 6، ج2، ص14.

[8] – مجموع الفتاوی، ابن تیمیه، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، المدينة النبوية، المملكة العربية السعودية، عام النشر: 1416هـ/1995م ، ج35، ص215.

تفسیر قرطبی، قرطبی، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، الناشر: دار الكتب المصرية – القاهرة، الطبعة: الثانية، 1384هـ – 1964 م، عدد الأجزاء: 20، ج6، ص31.

 درالمنثور، سیوطی، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8، ج3، ص4.

روح المعانی، الوسی، المحقق: علي عبد الباري عطية، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1415 هـ، عدد الأجزاء: 16 ، ج3، ص221.

[9]– درالمنثور، سیوطی، الناشر: دار الفكر – بيروت، عدد الأجزاء: 8، ج3، ص4.

[10] – جامع البیان، طبری، المحقق: أحمد محمد شاكر، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1420 هـ – 2000 م، عدد الأجزاء: 24، ج10، ص467.

تفسیر کبیر، فخر رازی، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الثالثة – 1420 هـ، ج۱۲، ص۴۰۱.

[11] – تفسیر البحر المحیط، ابوحیان، المحقق: صدقي محمد جميل، الناشر: دار الفكر – بيروت، الطبعة: 1420 هـ، ج4، ص331.

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً اطلاعات زیر را وارد کنید.

دکمه بازگشت به بالا
سوال خود را بپرسید