فاطمیه

خانه های مدینه در نداشت!

اصلاً دري وجود نداشته، تا بخواهد آتش گرفته باشد.

به این نوشته امتیاز دهید

پاسخ شبهه:

آنچه مشخص است شبهه‌کننده هیچگونه آشنایی به متون روایی و تاریخی ندارد که هیچ ظاهراً قرآن هم نخوانده است:

  • (وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ)
    و نيكى آن نيست كه از پشت‏خانه‏ها درآييد بلكه نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند و به خانه‏ها از در [ورودى] آنها درآييد و از خدا بترسيد باشد كه رستگار گرديد.(بقره/189)

مخاطبين اول اين آيه، همان مسلمان صدر اسلام بودند كه در مدينه بودند. اگر واقعاً خانه‌هاي مدينه در نداشت، منظور از اين آيه چيست؟

  • (لَيْسَ عَلَي الْأَعْمي‌ حَرَجٌ وَ لا عَلَي الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَي الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ لا عَلي‌ أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خالاتِكُمْ أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ )
    بر نابينا و افراد شل و بيمار گناهي نيست (كه با شما هم‌غذا شوند) و بر شما نيز گناهي نيست كه از خانه‌هاي خودتان (خانه‌هاي فرزندان يا همسران‌تان كه خانه خود شما محسوب مي‌شود بدون اجازه خاصي) غذا بخوريد و هم‌چنين خانه‌هاي پدران‌تان يا خانه‌هاي مادران‌تان يا خانه‌هاي برادران‌تان يا خانه‌هاي خواهران‌تان يا خانه‌هاي عموهاي‌تان يا خانه‌هاي عمه‌هاي‌تان يا خانه‌هاي دائي‌هاي‌تان يا خانه‌هاي خاله‌هاي‌تان يا خانه‌اي كه كليدش در اختيار شما است يا خانه‌هاي دوستانتان. (نور/61)

به نظر شما خداوند چرا باید (از دید شما) به خانه هایی که درآن زمان در نداشته است این چنین در آیاتش خطاب­هایی مانند کلید بیاورد؟

وجود «در» در روایات و گزارشات تاریخی هم مشاهده می‌گردد که به چند نمونه آن اشاره می‌کنیم:

  • عَنْ دُکَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ الْمُزَنِیِّ قَالَ اَتَیْنَا النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله وسلم)، فَسَاَلْنَاهُ الطَّعَامَ فَقَالَ «یَا عُمَرُ اذْهَبْ فَاَعْطِهِمْ». فَارْتَقَی بِنَا اِلَی عِلِّیَّةٍ فَاَخَذَ الْمِفْتَاحَ مِنْ حُجْزَتِهِ فَفَتَحَ؛[1] از دُکَین بن سعید مزنی نقل شده است که گفت: خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) رفتیم و تقاضای غذا کردیم، به عمر فرمود: برو و به آنان غذا بده. عمر ما را به اتاق بالا برد، سپس کلید را از کمربندش بیرون آورد و در را باز کرد.
  • قَالَ اَبُوحُمَیْدٍ اِنَّمَا اُمِرَ بِالاَسْقِیَةِ اَنْ تُوکَاَ لَیْلاً وَبِالاَبْوَابِ اَنْ تُغْلَقَ لَیْلاً؛[2] ابوحمید می‌گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)به ما امر کرد که شب‌ها ظروف آب را در گوشه‌ای قرار دهیم و نیز دستور داد که شب هنگام درها را ببندیم.
  • عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله وسلم) أَنَّهُ قَالَ: أَغْلِقْ بَابَكَ وَاذْكُرِ اسْمَ اللَّهِ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَفْتَحُ بَابًا مُغْلَقًا، وَأَطْفِ مِصْبَاحَكَ وَاذْكُرِ اسْمَ اللَّهِ…[3] پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «درب منزلت را ببند و نام خدا را جاری کن، بدرستی که شیطان درب بسته را باز نمی‌کند».
  • وکانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر قال وفی تاریخ البخاری ان بابه (صلی الله علیه و آله وسلم) کان یقرع بالاظافیر فدل علی انه لم یکن لابوابه حلق؛[4] اتاق‌های رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) از شاخه و چوب عَرعَر به وسیله مو بافته شده بود، و در تاریخ بخاری آمده است: دَرِ خانه پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را با نُک انگشتان و ناخن‌ها می‌زدند و این دلالت بر این دارد که حلقه‌هایی برای کوبیدن بر در نداشته است.»
  • «عن محمد بن هلال انه رای حجر ازواج النبی (صلی الله علیه و آله وسلم) من جرید مستورة بمسوح الشعر فسالته عن بیت عائشة فقال کان بابه من وجهة الشام فقلت مصراعا کان او مصراعین قال کان باباً واحداً قلت من‌ای شیء کان؟ قال من عرعر او ساج؛[5] محمد بن هلال خانه‌های همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) را دیده است که پوششی بافته شده از مو بوده است. از وی در باره خانه عائشه پرسیدم، گفت: درِ خانه اش به طرف شام باز می‌شد، پرسیدم: یک لنگه داشت یا دو لنگه؟ گفت: یک لنگه بیشتر نداشت، گفتم: جنسش از چه بود؟ گفت از چوب درخت عرعر یا ساج.».
  • حدثنا یحیی بن سَعِیدٍ قال اَخْبَرَتْنِی عَمْرَةُ قالت سمعت عَائِشَةَ رضی الله عنها تَقُولُ لَمَّا جاء قَتْلُ زَیْدِ بن حَارِثَةَ وَجَعْفَرٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن رَوَاحَةَ جَلَسَ النبی(صلی الله علیه و آله وسلم) یُعْرَفُ فیه الْحُزْنُ وانا اَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ؛[6] از عائشه نقل است: هنگامی که خبر شهادت جعفر بن ابو طالب و عبدالله بن رواحه را آوردند؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بر زمین نشست و آثار حزن و‌اندوه در صورتش نمایان شد، و من ازشکاف در (شق الباب) او را می‌نگریستم.»
  • «ثُمَّ دَعَا عَلِیّاً (علیه السلام) فَصَنَعَ بِهِ کَمَا صَنَعَ بِهَا ثُمَّ دَعَا لَهُ کَمَا دَعَا لَهَا ثُمَّ قَالَ قُومَا اِلَی بَیْتِکُمَا جَمَعَ اللَّهُ بَیْنَکُمَا وَ بَارَکَ فِی نَسْلِکُمَا وَ اَصْلَحَ بَالَکُمَا ثُمَّ قَامَ فَاَغْلَقَ عَلَیْهِ بَابَه؛[7] رسول خدا  (صلی الله علیه و آله وسلم) علی بن ابوطالب (علیه السلام) را احضار نمود و همان عملی را که با فاطمه(علیها السلام) انجام داده بود با علی (علیه السلام) نیز انجام داد. آنگاه همان دعائی را برای علی (علیه السلام) خواند که برای فاطمه(علیها السلام) خوانده بود. سپس به علی(علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام) فرمود: برخیزید بسوی خانه خود روید، خدا شما را نسبت به یک دیگر مهربان کند! و به نسل شما برکت دهد! و عاقبت شما را بخیر نماید! رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)پس از این دعاها برخاست و دَرِ خانه را بست.»
  • وکان لبیت عائشة رضی الله عنها مصراع واحد من عرعر اوساج؛[8] برای خانه عائشه یک در بود که یک لنگه داشت و از چوب عرعر یا ساج بود.
  • عن رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم): ان مر رجل علی باب لا ستر له غیر مغلق، فنظر فلا خطیئه علیه، انما الخطیئه علی اهل البیت[9] ابوذر از پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) نقل می کند که فرمود : «اگر کسی از كنار خانه‌ای گذشت که درب آن بسته نبود و پرده نیز نداشت و نگاهش به داخل خانه افتاد، گناهی بر او نیست ؛ بلکه مقصر، اهل آن خانه‌اند ».
  • عن ابوهریره: … فخرجت اعدو ابشرها بدعاء رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم)، فلما اتیت الباب اذا هو مجاف و سمعت خصخصه الماء[10] در حدیث اسلام آوردن مادر ابوهریره و دعا کردن رسول‌لله (صلی الله علیه و آله وسلم)برای او، ابوهریره می‌گوید: «…پس دوان دوان به سوی او رفتم تا به او مژده دهم که رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم) برایت دعا کرد. وقتی به خانه رسیدم درب منزل را بسته یافتم و صدای تكان خوردن آب در مشك را شنیدم …»
  • ابو موسی الاشعری قال: ثم خرج [النبی]… فخرجت علی اثره… فجلست عند الباب و بابها من جرید…[11] از «ابوموسی اشعری» نقل است که به همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بود تا اینکه پیامبر داخل مکانی شد و ابوموسی بیرون باقی ماند و کنار درب آنجا نشست که از جنس «جرید» بود …
  • ثم قام عمر، فمشی معه جماعة، حتی اتوا باب فاطمة، فدقوا الباب.[12] عمر وگروهی همراه وی به خانه فاطمه رسیدند، دقّ الباب کردند.
  • یابن الخطاب أتراک محرّقا علیّ بابی ؟!قال : نعم.[13] ای پسر خطاب آیا تو را می بینم که می خواهی درب خانم ام را بر من به آتش بکشی؟ عمر می گوید بله.

—————————————————————————————————

[1]سنن ابی داوود، ابی داوود سجستانی، المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد، الناشر: المكتبة العصرية، صيدا  بيروت، عدد الأجزاء: 4، ج4، ص360، ج5238.

[2] – صحیح ممسلم، مسلم نیشابوری، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي  بيروت، عدد الأجزاء:4، ج3، ص1593،  بَابٌ فِي شُرْبِ النَّبِيذِ وَتَخْمِيرِ الْإِنَاءِ.

[3] – سنن ابی داوود، ابی داوود سجستانی، المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد، الناشر: المكتبة العصرية، صيدا – بيروت، عدد الأجزاء: 4 ، ج3، ص339، ح3731و3732.

سنن ابن ماجه، ابن ماجه قزوینی،تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء الكتب العربية – فيصل عيسى البابي الحلبي، عدد الأجزاء: 2، ج2، ص1129.با اندکی اختلاف در عبارات

مسند احمد، احمد حنبل، محقق: شعيب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: عبدالله بن عبدالمحسن التركي، ناشر: مؤسسة الرسالة، طبعة: الأولى، 1421 هـ، ج22، ص321و ج22، ص188.

[4] – البدایه و النهایه، ابن کثیر، الناشر: دار الفكر، عام النشر: 1407 هـ – 1986 م، عدد الأجزاء: 15، ج3، ص221.

[5] – الأدب المفرد بالتعليقات، بخاری، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى، 1419 هـ – 1998 م ، ص416.

[6] – صحیح بخاری، بخاری، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة،، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9، ج2، ص84.

[7] – مصنف، عبدالرزاق صنعانی، المحقق: حبيب الرحمن الأعظمي، الناشر: المجلس العلمي- الهند، يطلب من: المكتب الإسلامي  بيروت، الطبعة: الثانية، 1403، عدد الأجزاء: 11، ج5، ص486.

معجم الکبیر، طبرانی، المحقق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، دار النشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة، الطبعة: الثانية، عدد الأجزاء:25 ، ج24، ص132.

[8] – تاريخ مكه المشرفه والمسجد الحرام والمدينه الشريفه والقبر الشريف، ابن الضياء، المحقق: علاء إبراهيم، أيمن نصر، الناشر: دار الكتب العلمية  بيروت ، الطبعة: الثانية، 1424هـ، ص268.

سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، العصامي، المحقق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1419 هـ – 1998 م، عدد الأجزاء: 4 ، ج1، ص367. با اندکی اختلاف در عبارات

[9] – مسند احمد، ابن حنبل، ناشر: موسسه الرساله، ج 35، ص 288، ح 21359.

[10] – مسند احمد، ابن حنبل، ناشر: موسسه الرساله، ج 14، ص 10 و 11 ح 21359.

[11] – صحیح مسلم، نیسابوری، ج 4، ص 1868.

صحیح بخاری، بخاری، ج 9، ص 54. (با عباراتی نزدیک)

[12] – الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، تحقیق علی شیری، ناشر: دار الأضواء بیروت ، ج1، ص30.

[13] – انساب الاشراف، بلاذری، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي،الناشر: دار الفكر – بيروت،الطبعة: الأولى، 1417 هـ – 1996 م، عدد الأجزاء: 13، ج1، ص586.

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً اطلاعات زیر را وارد کنید.

دکمه بازگشت به بالا
سوال خود را بپرسید