تصوف و عرفان

مولوی حدیث سفینه را تحریف کرده است

به این نوشته امتیاز دهید

بیان شبهه:

 مولوى وقتى مى خواهد حدیث سفینه را نقل کند، آن را بدینگونه نقل کرده و می گوید:

بهر این فرمود پیغمبر که من همچو کشتى ام به طوفان زَمن
ما و اصحابیم چو آن کشتى نوح هر که دست اندر زند یابد فتوح [1]

و بدینگونه اصحاب را در حدیث داخل و اهل بیت را از آن خارج می سازد.   

پاسخ شبهه:

نقل مولوی از حدیث سفینه دارای تحریفی آشکار است، در حالی که روایت اصلى که محدثین و محققین شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، چنین است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:

  • مَثل اهل بیتى مَثل سفینه نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها هلک
    مَثل اهل بیت من، مَثل کشتى نوح است؛ کسى که با آن همراه شود نجات مى یابد و کسى که از آن تخلف کند، به هلاکت مى رسد.[2]

    جالب اینجاست که حتی مولوی پژوهان نیز این حدیث را مطابق نقل مولوی نیافته اند[3] و به نظر می رسد که این تحریف از جانب خود مولوی صورت گرفته باشد و این سؤال مطرح است که صاحب مثنوى چرا از حدیث متواتر عدول کرده و براى تقویت و تفوق فرقه خود حدیث را تحریف نموده و کلمه اصحاب را بدون هیچ گونه مناسبتی داخل در آن نموده است؟

آن­چه که باید درباره انگیزه تحریف این روایت از سوی جلال الدین درنظرداشت، این مسئله است که وی به اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نظر و عنایت ویژه داشته و در برخی موارد حتی برای آن ها مناقب و فضایلی نیز از پیش خود می‌سازد. در ادامه با نمونه ای از آن آشنا خواهیم شد.

صاحب مثنوى مانند هم کیشان خود، تمامى اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چون ستارگان درخشان هدایت معرفى کرده که تفاوتى در هدایت بین آن ها نیست. او مى گوید:

گفت پیغمبر که اصحابى نجوم رهروان را شمع و شیطان را رجوم[4]

جلال الدین این مطلب را از روایت «اصحابى کالنجوم، بأیهم اقتدیتم اهتدیتم»؛ «اصحاب من مانند ستارگان هستند به هر یک از آن ها اقتدا کنید هدایت خواهید یافت»؛ که در منابع عامه آمده استفاده کرده و در جای جای مثنوی با تعبیراتى دیگر هم آورده. مانند:

ماه می گوید که اصحابى نجوم للسّرى قدوة و للطاغى رجوم [5]

و یا

هادى راهست یار اندر قدوم مصطفى زین گفت اصحابى نجوم [6]
نجم اندر ریگ و دریا رهنماست چشم اندر نجم نِه، کاو مقتداست

هر کسى اندک مطالعه اى در روایات اسلامى و مسائل ملل و نحل داشته باشد، مى داند این حدیث جعلى براى اثبات عدالت همه صحابه و در تقابل با حدیث متواتر ثقلین جعل شده، تا مرجعیت علمى و دینى اهل بیت:را مورد خدشه و معارضه قرار دهد. اما آن چه به اختصار در جواب مى گوییم آن است که:

اولاً: این روایت از نظر سند ضعیف است و حتى دانشمندان برجسته اهل سنت از جمله احمد بن حنبل (امام حنابله)، ابوابراهیم مُزَنى (شاگرد خاص شافعى)، حافظ بزّار، ابن قطّان، دارقطنى (امام اهل حدیث)، ابن حزم اندلسی، بیهقى، ابن عبدالبر، ابن عساکر، ابن جوزى، ابوحیان اندلسى، ذهبى (استوانه حدیث اهل سنت)، ابن قیم جوزیه (شاگرد ابن تیمیه)، رئیس المحدثین ابن حجر عسقلانى، حافظ سخاوى، سیوطى و…[7] بر ضعیف و بلکه جعلى بودن آن نظر داده اند. مى بینیم صاحب مثنوى از پیشوایان اهل سنت نیز پیش افتاده و عَلَم عدالت همه صحابه را برداشته است و همان گونه که قبلاً دیدیم آن ها را کشتى نوح نیز معرفى می نماید.

ثانیاً: این روایت یا مشابه آن که تمامی اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را درستکار و عادل معرفی و آن ها را قابل پیروی بداند با بسیارى از آیات قرآن مخالف است از جمله:

-آیات 100 تا 102 سوره توبه که صحابه را به سه گروه سابقان (یاران خالص پیامبر)، منافقان و افراد معمولى که هم کار خیر مى کنند و هم گناه، تقسیم نموده است.

-تمام آیاتى که راجع به منافقین اطراف پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم سخن مى گوید، همچون سوره منافقون، آیه 101 سوره توبه و آیات ابتداى سوره بقره.

-آیه 6 سوره حجرات که مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید اگر فاسق و دروغگویى براى شما خبر آورد در آن تأمل کنید و بیندیشید (و گفتار او را باور نکنید تا راست و دروغ آن هویدا شود) براى ترس از این که از روى جهالت و نادانى به گروهى ضرر و زیان رسانید، پس بر آن­چه کرده اید پشیمان گردید.» و تمام مسلمانان اتفاق دارند این آیه در مورد ولید بن عقبه نازل شده است که صحابى و مورد وثوق عامه است[8]. از این دست آیات نیز فراوان میجتوان مثال زد.

ثالثاً: روایات بسیار زیادى با اسناد صحیح حتی در منابع عامه وجود دارد که رسول خدا9از ارتداد گروهى از اصحاب و جهنمى شدن آن ها پس از پیامبر9خبر مى دهد. مدافعان نظریه عدالت صحابه تا امروز هیچگونه توضیحی ارائه نداده اند که چگونه ما به هر یک از اصحاب اقتدا کنیم هدایت می شویم، در حالى که بعضى از آن­ها خود جهنمى و مرتد هستند[9].

رابعاً: با پذیرش این روایت دچار تناقضات زیادى بین عملکرد صحابه ای که مخالف هم بودند مى شویم. مثلاً مجبوریم بگوییم در جنگ جمل، هم عایشه و یارانش حق بودند و هم على7و اصحابش، در حالى که این نظر را نه وجدان و عقل مى پذیرد و نه تاریخ. زیرا خود عایشه بعد از جمل هرگاه به یاد آن واقعه هولناک می افتاد آن قدر گریه مى کرد که مقنعه اش خیس مى شد[10] و هنگام مرگ به خاطر این موضوع دستور داد تا او را به خاطر بدعت هایش کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم دفن ننمایند[11].

—————————————————————————————————

[1] – مثنوی، دفتر چهارم، بیت 539 و 540.

[2] – المستدرک، حاکم نیشابوری، ج۲، ص۲۷۳. رک: بخش حدیث سفینه از کتاب عبقات الانوار که توسط نشر نبأ ترجمه شده است و تواتر و حداقل استفاضه حدیث سفینه درباره اهل بیت:اثبات گردیده است. در کتاب فرهنگ سخنان رسول خدا9، حامد رحمت کاشانی، در ص 180 و 181 نیز اسناد فراوانى براى روایت سفینه درباره اهل بیت: آمده است.

[3]مثلا استاد فروزانفر با تتبع بسیار درباره داستان ها و احادث مثنوی، مآخذ این حدیث را از اهل سنت نقل کرده، اما در هیچ کدام لفظ اصحاب وجود ندارد و «مثل اهل بیتی» و «مثل عترتی» و «مثلی» آورده شده است.

[4] – مثنوی، دفتر اول، بیت 3657.

[5] – مثنوی، دفتر ششم، بیت 1156.

[6] – مثنوی، دفتر ششم، بیت 2642.

[7] – براى تفصیل رک: عبقات الانوار، بخش حدیث ثقلین، ترجمه دکتر افتخارزاده، نشر نبأ، ص 799 تا 943.

[8] – اسباب النزول، واحدى، ج1، ص407؛ احکام القرآن، ابن العربى، ج4، ص1715؛ احکام القرآن، جصاص، ج 5، ص 278 و…

[9]صاحبان صحاح ششگانه اهل سنت در روایات متواتری از طریق پنجاه نفر از صحابه، از پیامبر9 نقل کرده اند که: اصحاب رسول خدا9در روز قیامت به حوض کوثر هجوم می‌برند تا بر ایشان وارد شده و خود را از آب کوثر سیراب سازند، اما تنها شمار اندکی از آنان پذیرفته شده و از آب کوثر سیراب می‌شوند و بخش اعظم صحابه از حوض کوثر رانده شده و فرشتگان عذاب آنان را به طرف جهنم می‌برند. این احادیث را که به احادیث حوض کوثر شهرت یافته، بخاری از طریق 23 نفر از صحابه، 30 بار؛ مسلم از طریق 25 نفر از صحابه 51 بار؛ ابو داود، ترمذی، ابن ماجه، دارمی، و مالک بن أنس هرکدام چندین بار؛ و احمد بن حنبل در کتاب مسند بیش از یکصدبار نقل کرده اند. از جمله صحیح مسلم، کتاب فضائل، باب 9؛ صحیح بخاری، کتاب رقاق، باب 53.

در مورد عدالت صحابه بسیار بحث شده از جمله: عداله الصحابه شیخ باسم حلى، عداله الصحابه شیخ محمد سند، الانصاف آیت اللَّه جعفر سبحانى، ج 3، ص 491 تا 620؛ شبهاى پیشاور، سلطان الواعظین شیرازى و ده ها کتاب دیگر.

[10] – از روایات مشهور است رک: المحرر الوجیز، ج 4، ص383؛ تفسیر قرطبى، ج 14، ص 180. و بسیارى منابع دیگر.

[11] – المعارف، ابن قتیبه، ص 134 و العقد الفرید، ابن عبد ربه اندلسی، ج 4، ص 331.

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً اطلاعات زیر را وارد کنید.

دکمه بازگشت به بالا
سوال خود را بپرسید