غدیر

پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در روایت غدیر قصد بیان جانشینی علی را نداشت چون فقط از کلمه مولی استفاده کرد!

اگر قصد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از روایت غدیر جانشینی علی باشد، بایستی پیامبر با عبارات و کلمات دیگری هم آن را بکار می برد و به کلمه مولی بسنده نمی¬کرد، تا جای هیچ شکی برای مردم باقی نماند.

به این نوشته امتیاز دهید

پاسخ شبهه:

در پاسخ باید گفت يكي از ويژگي­هاي زبان عربي اين است كه غالب كلمات چند معنائي هستند كه برخي از معاني آن کلمات، حقيقي و برخي مجازي بوده و يا برخي ريشه­اي و برخي فرعي محسوب مي­شوند. به هر حال كمتر كلمه اي را مي­توان در اين زبان يافت كه معني منحصر به فرد داشته باشد، فقط نوع استفاده از آن و قرائن و شواهد موجود در كلام گوينده است كه مراد و منظور او را تعيين مي­كند  و البته خدا و رسول او آگاه ترند که چه کلامی را در چه موضعی بکار برند و نمی­توان بر کار آن­ها خرده گرفت. تنها می­توان سعی کرد تا برخی از حکمت عمل آنان را فهمید. لذا این که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از بیان کلمه مولا چه منظوری داشته است را باید در قرائن حالیه و موجود در کلام ایشان یافت. در حديث غدير قرائن و شواهد متعدد وجود داشته و دارد كه مراد و منظور پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به خوبي نشان مي­دهد و آن همان اولی به تصرف بودن است، تا حدي كه هيچ كس از حاضران در واقعه غدير ترديدي در مراد پيامبر نداشتند.

در واقع اين توجيه كه مولا داراي معاني مختلف مي باشد و اهل سنت آن را در روايت غدير به معناي دوست داشتن فرض كرده­اند مربوط به زمان صدر اسلام و زمان حيات پيامبر و سال هاي اوليه خلافت خلفا نمي­باشد، بلكه سال­ها بعد از انحراف جريان خلافت، توسط برخي از عالمان اهل سنت براي توجيه اعتقادشان بيان شده است.
اما اگر باز هم اهل سنت اصرار دارند که چرا پیامبر از کلمه­ واضحتری در معنا برای جانشینی حضرت علی علیه السلام استفاده نکرده می­گوییم: پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم  قبل از آن در موارد متعدد علي علیه السلام را به جانشيني انتخاب كرده و اتفاقاً در بسياري از موارد از واژه­ هایی چون خليفه که اهل سنت خیلی آن را دوست دارند استفاده نموده است. مثلاً داستان معروف نخستين روزهاي دعوت كه در آن حضرت علي علیه السلام را به عنوان خليفه خود معرفي كرد و خطاب به او فرمود: تو برادر، وصىّ، وزير و وارث منى و خليفه پس از من هستى[1]

بر اين اساس با فرض ابهام لفظ ولي و مولی، احاديثي كه پيغمبر  صلی الله علیه وآله وسلم در موارد متعدد به صراحت در آن لفظ خليفه و جانشيني خود را استفاده نموده است، چگونه توسط ایشان قابل توجيه است؟ چرا در آن­ها اختلاف شده است و جانشینی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به علی علیه السلام واگذار ننموده­اند؟

به اعتقاد ما پيامبرصلی الله علیه وآله وسلم  در طول حيات خود جانشيني حضرت را به صورت روشن بيان كرده است و علت اختلاف بر سر جانشيني پيامبراكرم صلی الله علیه وآله وسلم فراتر از ابهام در يك يا چند لفظ است و اگر از اين روشن تر نيز بياني مي­فرمود، به دلائل مختلف باز برخي از اين فرمان ایشان سرپيچي مي كردند.

—————————————————————————————————

[1]أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى كَلِمَتَيْنِ خَفِيفَتَيْنِ عَلَى اللِّسَانِ، ثَقِيلَتَنِ فِي الْمِيزَانِ، تَمْلِكُونَ بِهِمَا الْعَرَبَ وَالْعَجَمَ، وَتَنْقَادُ.لَكُمْ بِهِمَا الْأُمَمُ، وَتَدْخُلُونَ بِهِمَا الْجَنَّةَ، وَتَنْجُونَ بِهِمَا مِنَ النَّارِ: شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ، فَمَنْ يُجِبْنِي إِلَى هَذَا الْأَمْرِ، وَيُؤَازِرْنِي عَلَى الْقِيَامِ بِهِ يَكُنْ أَخِي وَوَزِيرِي، وَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي، وَخَلِيفَتِي مِنْ بَعْدِي

منهاج السنة النبوية ،ابن تيمية ،المحقق: محمد رشاد سالم ،الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية ،الطبعة: الأولى، 1406 ه ،عدد المجلدات: 9ج7ص298

فقال: وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ  [الشّعراء: الآية 214] وأنا أدعوكم إلى كلمتين خفيفتين على اللسان ثقيلتين في الميزان، شهادة أن لا إله إلا الله وأني رسول الله، فمن يجيا بني إلى هذا الأمر ويوازرني- أي يعاونني- على القيام به؟ قال عليّ: أنا يا رسول الله، وأنا أحدثكم سنا وسكت القوم. زاد بعضهم في الرواية يكن أخي و وزيرا و وارثي و خليفتي من بعدي

السيرة الحلبية ، أحمد الحلبي ، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت ، الطبعة: الثانية – 1427هـ، عدد الأجزاء: 3ج1ص406

أنذرهم رسول الله صلى الله عليه وسلّم فقال: «يا بني عبد المطلب إنّي أنا النذير إليكم من الله سبحانه والبشير لما يجيء به أحد منكم، جئتكم بالدنيا والآخرة فأسلموا وأطيعوني تهتدوا، ومن يواخيني ويؤازرني ويكون وليّي ووصيي بعدي، وخليفتي في أهلي ويقضي ديني؟ فسكت القوم، وأعاد ذلك ثلاثا كلّ ذلك يسكت القوم، ويقول علي: أنا. فقال: أنت

الكشف والبيان عن تفسير القرآن، الثعلبي ، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت – لبنان ، الطبعة: الأولى 1422، هـ عدد الأجزاء: 10ج7، ص182.

تَكَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ، فَقَالَ: يَا بَنِي عَبْدِالْمُطَّلِبِ، إِنِّي وَاللَّهِ مَا أَعْلَمُ شَابًّا فِي الْعَرَبِ جَاءَ قَوْمَهُ بِأَفْضَلَ مِمَّا قَدْ جِئْتُكُمْ بِهِ، إِنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ، وَقَدْ أَمَرَنِي اللَّهُ تَعَالَى أَنْ أَدْعُوَكُمْ إِلَيْهِ، فَأَيُّكُمْ يُؤَازِرُنِي عَلَى هَذَا الأَمْرِ عَلَى أَنْ يَكُونَ أَخِي وَوَصِيِّي وَخَلِيفَتِي فِيكُمْ؟ قَالَ: فَأَحْجَمَ الْقَوْمُ عَنْهَا جَمِيعًا، وَقُلْتُ: وَإِنِّي لأَحْدَثُهُمْ سِنًّا، وَأَرْمَصُهُمْ عَيْنًا، وَأَعْظَمُهُمْ بَطْنًا، وَأَحْمَشُهُمْ سَاقًا، أَنَا يَا نَبِيَّ اللَّهِ، أَكُونُ وَزِيرَكَ عَلَيْهِ فَأَخَذَ بِرَقَبَتِي، ثُمَّ قَالَ: ان هذا أخي و وصى وَخَلِيفَتِي فِيكُمْ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِيعُوا

تاريخ الطبري ، محمد بن جرير الطبري ، الناشر: دار التراث – بيروت ، الطبعة: الثانية – 1387 هـ ، عدد الأجزاء: 11ج2ص320و321

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً اطلاعات زیر را وارد کنید.

دکمه بازگشت به بالا
سوال خود را بپرسید