پیامبر در غدیر چند جمله بیشتر نگفتند پس ادعای شیعه درباره موضوع غدیر باطل است!
اگر قصد پیامبر در حدیث غدیر آن چیزی بود که شیعه مدعی است، سزاوار بود پیامبر آن را مفصلاً بیان می کرد و این مطلب را در چند جمله محدود خلاصه نمی کرد تا مسلمانان از کنه مطلب آگاه شوند.
پاسخ شبهه:
در پاسخ به این شبهه چند پاسخ میتوان ارائه داد.
اولاً: گیریم که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم موضوع امامت و جانشینی بلافصل علی علیه السلام را تنها در چند عبارت محدود بیان کرده بود. آیا همین چند عبارت محدود به صورت یقینی به مسلمین نرسیده است؟ آیا وظیفه مسلمین در قبال بیان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم چیزی جز اتباع و پیروی است؟ آیا قرآن به مسلمانان دستور نداده که ﴿ما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا﴾ و ایشان موظف به اخذ بیان رسول نیستند؟ چه بسیار از احکام الهی که در آیات محدود یا احادیث معدودی به آن پردخته شده است، پس باید آنها را به کلی رها کرد و غرض و حکمت وضع آنها را نادیده گرفت؟ پاسخ این است که: خیر! باید مؤمن و مسلمان از کلام رسول الهی پیروی و تبعیت کند، ولو اینکه آن رسول موضوعی را تنها یکبار و در جملات معدودی بیان فرموده باشد، که البته اینگونه هم نبوده است.
ثانیاً: با مراجعه به کتب حدیثی و تاریخی عامه هم شواهدی مبنی بر محدود نبودن کلام حضرت در چند عبارت ساده مییابیم. از جمله اینکه ایشان به ایراد خطبه مفصلی دست یازیدند[1] و انبوه حاضران را ساعتها در آفتاب سوزان آن روز برای شنیدن این مسئله مهم نگهداشتند. هرچند کل خطبهای را که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در روز غدیر قرائت کرده، در منابع عامه آورده نشده باشد. اتفاقاً این علمای عامه هستند که باید پاسخگو باشند که چرا از آن خطبه مفصل و طولانی تنها به ذکر چند عبارت اکتفا کردهاند؟ آیا در آن خطبه بیاناتی آمده بود که باید از متون حدیثی حذف میشد تا بنیانهای حکومتی سقیفه متزلزل نگردد؟
ثالثاً: دقت در آنچه در منابع عامه آورده شده نشان میدهد همان مقداری هم که در آن منابع آمده را نمیتوان محدود انگاشت و آن را ناچیز جلوه داد. هرچند جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه»، به علت آنکه پیامبر در حالی بیان فرموده که دست علی را بلند نموده و او را به همگان نشان میداده، در اذهان ثبت شده و به عنوان شعار غدیر مطرح گردیده، اما از دیگر بخشهای کلام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در غدیر نمیتوان به سادگی گذشت.
– اقرارگرفتن از حاضران به مسلمانی و قبول شرایط آن و رسالت خود.[2]
– مطرح کردن رحلت زودهنگام خود و اجابت دعوت الهی[3]
– اقرارگرفتن از حاضران به اینکه پیامبر از خود مسلمانان به آنان اولی و صاحب اختیار آنان است[4].
– گرفتن دست علی و بلند کردن او[5]
– بیان برخی از فضائل علی [6]
– بیان حدیث ثقلین و همراهی قرآن و اهل بیت در همیشه تاریخ[7]
– دعا برای دوستان و ولایت پذیرندگان علی و نفرین بر دشمنان او و نیز دعا برای یاری دهندگان علی و مخذول داشتن خوارکنندگانش.[8]
از کنار هم قرار دادن عبارات بالا متوجه میشویم در روز غدیر، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با جمع کردن مردم خطبهای طولانی را ایراد کرده و از طرفی با اقرار گرفتن از آنها خواستار گفتن موضوع مهمی هستند که طبق شواهد و اسناد چیزی جز بیان ولایت و سرپرستی امیرالمؤمنین علیه السلام بر مؤمنین نبود.
رابعاً: بحث جانشینی حضرت علی علیه السلام موضوع تازه ای نبود که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به یکباره بیان کرده باشند، ایشان در طول عمر مبارکشان مکرراً به این موضوع پرداخته بودند. از همین رو بیان آن در روز غدیر هم برای مردم نیز جای تعجب و سوالی نبود. از آن جمله میتوان اشاره کرد به:
معین نمودن امیرالمومنین علیه السلام در یوم الدار به عنوان برادر و وصی و خلیفه خود. [9]
گفتن عبارت« اِنَّ عَلِيَّا مِنِّي وَأَنَا مِنْهُ وَهُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي»[10] در موقعیت های مختلف
حدیث منزلت: «انْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى، إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي»[11] حدیثی که خود به تنهایی برای اثبات جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام کافیست و به اعتراف بسیاری از بزرگان اهل سنت، حدیث منزلت از احادیث متواتر است و جز برخی تفاوت در عبارات، جای هیچ شک و شبههای در صحت و سلامت آن وجود ندارد.
خامساً: متن کامل خطبه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در غدیرخم در متون شیعه موجود است که به وضوح میتوان کثرت سفارشات ایشان نسبت به حضرت علی علیه السلام را به مردم در آن یافت. در ذیل تنها بخشی از آن را جهت تیمن و تبرک میآوریم:
- … مَعَاشِرَ النَّاسِ هَذَا عَلِيٌّ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ الرَّاعِي بَعْدِي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي وَ عَلَى تَفْسِيرِ كِتَابِ اللَّهِ عَزّوَجَلَّ وَ الدَّاعِي إِلَيْهِ وَ الْعَامِلُ بِمَا يُرْضِيهِ وَ الْمُحَارِبُ لِأَعْدَائِهِ وَ الْمُوَالِي عَلَى طَاعَتِهِ وَ النَّاهِي عَنْ مَعْصِيَتِهِ خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْإِمَامُ الْهَادِي بِأَمْرِ اللَّهِ أَقُولُ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيْهِ بِأَمْرِ رَبِّي أَقُولُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ الْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَ اغْضَبْ عَلَى مَنْ جَحَدَهُ اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْتَ أَنْزَلْتَ الْإِمَامَةَ لِعَلِيٍّ وَلِيِّكَ عِنْدَ تَبْيِينِ ذَلِكَ بِتَفْضِيلِكَ إِيَّاهُ بِمَا أَكْمَلْتَ لِعِبَادِكَ مِنْ دِينِهِمْ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِكَ وَ رَضِيتَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِيناً فَقُلْتَ وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّمَا أَكْمَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دِينَكُمْ بِإِمَامَتِهِ فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ كَانَ مِنْ وُلْدِي مِنْ صُلْبِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِيالنَّارِ هُمْ خالِدُونَ لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ…[12]
ای مردم، این علی است برادر من و وصی من و جامع علم من، و جانشین من در امتم بر آنان که به من ایمان آوردهاند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن، و عملکننده به آنچه او را راضی میکند، و جنگکننده با دشمنان خدا و دوستیکننده بر اطاعت او و نهیکننده از معصیت او. اوست خلیفه رسول خدا، و اوست امیرالمؤمنین و امام هدایتکننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناکثین و قاسطین و مارقین به امر خداوند. خداوند میفرماید: «ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیّ»، «سخن در پیشگاه من تغییر نمیپذیرد»،پروردگارا، به امر تو میگویم: «خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد، و یاری کن هر کس علی را یاری کند و خوار کن هر کس علی را خوار کند، و لعنت نما هر کس علی را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار نماید». پروردگارا، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز این آیه را درباره او نازل کردی: «اَلْیوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لکُمُ الاْءِسْلامَ دینا»: «امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم»، و فرمودی: «اِنَّ الدّینَ عِنْدَ الله اْلاِسْلامُ»: «دین نزد خداوند اسلام است»، و فرمودی: «وَ مَنَ یبْتَغِ غَیرَ الاْءِسْلامِ دینا فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الاْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ» : «هر کس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود». پروردگارا، تو را شاهد میگیرم که من ابلاغ نمودم. ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود. عذاب از آنان تخفیف نمییابد و به آنها مهلت داده نمیشود.
—————————————————————————————————
[1] – قَامَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا
صحيح مسلم، مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي،الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، تعداد جزء:4،ج4 ص۱۸۷۳
نزل رسولالله بین مکه و مدینه… فصلی ثم قام خطیبا، فحمدالله و اثنی علیه و ذکر و وعظ فقال ماشاءالله ان یقول. ثم قال ایها الناس انی تارک فیکم امرین …
مستدرک الصحیحین، حاکم نیشابوری، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 – 1990، عدد الأجزاء: 4، ج 3، ص 118.
[2] – أَلَيْسَ تَشْهَدُونَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّ جَنَّتَهُ حَقٌّ وَ نَارَهُ حَقٌّ، وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَأَنَّ الْبَعْثَ بَعْدَ الْمَوْتِ حَقٌّ، وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَا رَيْبَ فِيهَا، وَأَنَّ اللهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ؟ قَالُوا: بَلَى، نَشْهَدُ بِذَلِكَ. قَالَ: اللهُمَّ اشْهَدْ
المعجم الكبير، الطبراني، المحقق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، دار النشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة، تعداد جزء:۲۵، ج3 ص180
[3] – لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَنَزَلَ غَدِيرَ خُمٍّ أَمَرَ بِدَوْحَاتٍ فَقُمْنَ، فَقَالَ: كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأَجَبْتُ…
المستدرك على الصحيحين ،الحاكم نیشابوری، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 – 1990ف عدد الأجزاء: 4 ، ج 3 ص118.
صحيح مسلم، مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي،الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، تعداد جزء:4، ج4 ص۱۸۷۳
يَاأَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي قَدْ نَبَّأَنِيَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ أَنَّهُ لَمْيُعَمَّرْ نَبِيٌّ إِلَّا نِصْفَ عُمْرِ الَّذِي يَلِيهِ مِنْ قَبْلِهِ، وَإِنِّي لَأَظُنُّ أَنِّي يُوشِكُ أَنْ أُدْعَى فَأُجِيبَ
المعجم الكبير، الطبراني، المحقق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، دار النشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة، تعداد جزء:۲۵، ج3 ص180
[4] – أيها الناس اني وليكم ، قالوا : صدقت يا رسول الله
خصائص أمير المؤمنين، النسائي، المحقق: أحمد ميرين البلوشي، الناشر: مكتبة المعلا – الكويت، الطبعة: الأولى، 1406، ج1 ص28
[5] – ثم اخذ بيد علي فرفعها
خصائص أمير المؤمنين، النسائي، المحقق: أحمد ميرين البلوشي، الناشر: مكتبة المعلا – الكويت، الطبعة: الأولى، 1406، ج1 ص28
[6] – فرفعها فقال : هذا وليي و يؤدي عني ديني
خصائص أمير المؤمنين، النسائي، المحقق: أحمد ميرين البلوشي، الناشر: مكتبة المعلا – الكويت، الطبعة: الأولى، 1406، ج1 ص28
[7] – إِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ: أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ، كِتَابُ اللَّهِ تَعَالَى، وَعِتْرَتِي، فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا، فَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ
المستدرك على الصحيحين ،الحاكم نیشابوری، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 – 1990، عدد الأجزاء: 4 ، ج 3 ص118.
صحيح مسلم، مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي،الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، تعداد جزء:۵،ج4 ص۱۸۷۳
ثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ، إِنِّي فَرَطُكُمْ، وَإِنَّكُمْ وارِدُونَ عَلَيَّ الْحَوْضَ، حَوْضٌ أَعْرَضُ مَا بَيْنَ بُصْرَى وَصَنْعَاءَ، فِيهِ عَدَدُ النُّجُومِ قِدْحَانٌ مِنْ فِضَّةٍ، وَإِنِّي سَائِلُكُمْ حِينَ تَرِدُونَ عَلَيَّ عَنِ الثَّقَلَيْنِ، فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا، الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ كِتَابُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ، سَبَبٌ طَرَفُهُ بِيَدِ اللهِ، وَطَرَفُهُ بِأَيْدِيكُمْ، فَاسْتَمْسِكُوا بِهِ لَا تَضِلُّوا وَلَا تَبَدَّلُوا، وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي، فَإِنَّهُ نَبَّأَنِيَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ أَنَّهُمَا لَنْ يَنْقَضِيَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ
المعجم الكبير، الطبراني، المحقق: حمدي بن عبد المجيد السلفي، دار النشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة، تعداد جزء:۲۵، ج3 ص180
[8] – اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَلَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ
المستدرك على الصحيحين ،الحاكم نیشابوری، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت،تعداد جزء:۴، ج3 ص 118
الله موَالٍ لمن وَالَاهُ ومعاد من عَادَاهُ
خصائص أمير المؤمنين، النسائي، المحقق: أحمد ميرين البلوشي، الناشر: مكتبة المعلا – الكويت، الطبعة: الأولى، 1406، ج1 ص28
[9] – طبری، تاریخ الامم والملوک، الناشر : دار التراث ، ج۲، ص۳۲۱
[10] – حَدِيثٌ حَسَنٌ غَرِيبٌ. وَ رَوَاهُ الإِمَامُ أَحْمَدُ فِي مُسْنَدِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ، وَعَفَّانُ عَنْهُ.وَإِسْنَادُهُ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ وَإِنَّمَا لَمْ يُخَرِّجْهُ فِي صَحِيحِهِ لِنَكَارَتِهِ
تاريخ الإسلام، الذهبي، الناشر: المكتبة التوفيقية، عدد الأجزاء: 37، ج11 ص36 و37.
الإصابة في تمييز الصحابة ،العسقلاني، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج4 ص468
[11] – صحيح مسلم ، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت،تعداد جزء:۵، ج4 ،ص1870
[12] -روضة الواعظين و بصيرة المتعظين( ط- القديمة) ،الفتّال النيشابوري،ناشر: انتشارات رضى، ج1،ص94