غدیر

روایت صحیحی که شأن نزول سأل سائل را، داستان غدیر معرفی کند وجود ندارد.

به این نوشته امتیاز دهید

بیان شبهه:

تفسیری وجود ندارد که شأن نزول این آیه را مربوط به غدیر بداند، معدود تفسیرهایی هم که این موضوع را قائل­اند قابل اتکا نیستند و افراد مشهوری آن را روایت نکرده­اند و اکثراً مجهولند.

پاسخ شبهه:

اولاً: طبق بررسی ها، منابع زیادی وجود دارد که شأن نزول را ماجرا غدیر معرفی می کند .

ثانیاً: تمامی اسناد ذکر شده، همه از کتب معتبر اهل سنت است که علما عامه به آن استناد می­کنند و با حرف­های بی پایه و سند نمی­توان آن­ها را زیر سوال برد. حال به بررسی سند و اعتبار یک نمونه از مدارک مهم تفسیری می پردازیم: ابواسحاق ثعلبی از مهمترین افرادی است که در تفسیر آیه­ « سأل سائل» (معارج/1) روایت نعمان بن حارث را نقل کرده است.[1]

روایت فوق طبق قرائت ثعلبی، مورد قبول بسیاری از حدیث نگاران و مفسران بزرگ عامه قرار گرفته است و اهمیت تفسیر ثعلبی نزد دانشوران عامه به اندازه ای زیاد است که با وجود کاستی هایی که در تفسیر ثعلبی به چشم می خورد، اما در عین حال، برخی مانند ابن اثیر کوشیده اند تا با توضیح اتصال سند خویش به ثعلبی، از روایات وی بهره ببرند. ابن اثیر در این مورد می نویسد:

  • تفسیر قرآن مجید ابواسحاق ثعلبی از طریق أبوعباس أحمد بن عثمان روایت شده که او می­گوید: مسعود بن حسن اصفهانی و أبوعبدالله حسن بن عباس رستمی از أحمد بن خلف شیرازی و او از أبوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم ثعلبی، کتاب الکشف و البیان را روایت کرده است و من این کتاب را از ابتدا تا آخر سوره نساء روایت کردم. اما برخی از قسمت­های ابتدای سوره مائده تا آخر کتاب را از طریق سماع به دست آوردم و برخی قسمتهای دیگر را از طریق اجازه و در مواردی نیز میان سماع و اجازه خلط شده است. من می­گویم: به ما از راه اجازه خبر رسیده هر چند که سماع نباشد، پس هنگامی که می­گویم: «احمد به سند خود از ثعلبی به ما خبر داده» مرادم همین کیفیت از اسناد است.[2]

نیز ابومحمد بن محمد امیر نیز در بیان سند تفسیر ثعلبی می نویسد:

  • تفسیر ثعلبی و دیگر نوشته های او به سند صاحب منح از طریق ابن بخاری، از منصور بن عبدالمنعم، از عبدالله بن عمر صفار و مؤید بن محمد طریشی و تمام آنان از أبومحمد عباس بن محمد بن أبی منصور طوسی، از أبوسعید بن محمد، از ابوإسحاق أحمد بن محمد نیشابوری ثعلبی روایت گردیده؛ در حالی که (ثعلبی) از القاب او است نه نسب و در سال چهار صد و بیست و هفت از دنیا رفته است. [3]

این در حالی است که بزرگان عامه تفسیر ثعلبی را پذیرفته و از آن به عنوان یک منبع غنی بهره جسته اند و این اعتماد را می توان در استناد به اقوال ثعلبی در کتب معتبر تفسیری جستجو نمود. روایت ثعلبی از ماجرای حارث بن نعمان را هم گروه زیادی از قول او نقل کرده اند. سبط ابن جوزی می نویسد[4]:

  • عالمان سیره نویس اتفاق نظر دارند که ماجرای غدیر پس از رجوع پیامبر از حجة الوداع و در روز هجدهم ماه ذیحجه و در حالی به وقوع پیوسته که یکصد و بیست هزار نفر از صحابه حاضر بودند که رسول خدا فرمود: «هر کس من مولای او هستم اینک علی مولای او است». رسول خدا صلى الله علیه وآله با این بیان و با تصریحی روشن، مطلب را اداء نمود و از اشاره و تلویح خودداری کرد. اما ابواسحاق ثعلبی در تفسیر خود نوشته است که پس از آنکه پیامبر امیرالمؤمنین را منصوب فرمود، این خبر در تمام شهرها پخش گردید…. [اشاره به روایتی که پیش از این از ثعلبی نقل شد].

گروهی دیگر از عالمان عامه همچون زرندی، ابن صباغ مالکی، محدث شیرازی، مناوی، احمد بن باکثیر مکی، حلبی، وثابی شافعی، احمد عجیلی و دیگران نیز روایت حارث بن نعمان را از ثعلبی نقل کرده­اند و ما به دلیل پرهیز از اطناب کلام، از نقل آن خودداری می­کنیم.

اما درباره راوی جریان یعنی، سفیان بن عیینه که ثعلبی روایت را از او نقل کرده و درباره جلالت قدر او در بین رجالیون عامه، به بخش کوچکی از گفتار ذهبی درباره او بسنده می­شود:

  • الإِمَامُ الكَبِيْرُ، حَافِظُ العَصْرِ، شَيْخُ الإِسْلاَمِ، أبو محمد الهلالي، الكوفي، ثم المكي. مَوْلِدُهُ: بِالكُوْفَةِ، فِي سَنَةِ سَبْعٍ وَمائَةٍ. وَطَلَبَ الحَدِيْثَ وَهُوَ حَدَثٌ، بَلْ غُلاَمٌ، وَلَقِيَ الكِبَارَ، وَحَمَلَ عَنْهُم عِلْماً جَمّاً، وَأَتقَنَ، وَجَوَّدَ، وَجَمَعَ، وَصَنَّفَ، وَعُمِّرَ دَهْراً، وَازدَحَمَ الخَلْقُ عَلَيْهِ، وَانْتَهَى إِلَيْهِ عُلُوُّ الإِسْنَادِ، وَرُحِلَ إِلَيْهِ مِنَ البِلاَدِ، وَأَلْحَقَ الأَحْفَادَ بِالأَجدَادِ.[5]

ذهبی سپس به نقل اقوال علماء بزرگ عامه (از جمله بخاری، شافعی، ابن مدینی و…) در تایید و توثیق او می­پردازد که چندین صفحه از کتاب را در برمی­گیرد.

—————————————————————————————————

[1] –  از سفیان بن عیینه در مورد آیه «و سأل سائل» سؤال پرسیده شد که این آیه در شان چه کسی نازل گردیده است؟او در پاسخ گفت: از من در مورد مسأله ای سؤال پرسیدی که هیچ کس پیش از تو سؤال نپرسیده بود. همانا من از جعفر بن محمد از قول پدرانش شنیدم که فرمود: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در روز غدیر خم مردم را جمع نمود و دست على(علیه السلام) را گرفت و فرمود: «هر کس من مولای او هستم، اینک علی مولای او است». این سخن همه جا منتشر گردید و میان مردم گسترده شد. در این هنگام حارث بن نعمان فهری در حالی که سوار بر شتر بود به مدینه آمد و خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) رسید و در حالی که رسول خدا در میان اصحاب بود،از آن حضرت پرسید: ای محمد، ما را امر نمودی تا به یکتایی خداوند شهادت دهیم و نبوت تو را بپذیریم و ما از تو پذیرفتیم و نیز به ما امر نمودی تا پنج مرتبه در روز نماز بگزاریم و ما پذیرفتیم و به ما امر نمودی تا زکات بدهیم و ما پذیرفتیم و نیز امر نمودی تا روزه بگیریم و ما پذیرفتیم و نیز امر نمودی تا به حج برویم و ما پذیرفتیم. اما تو به این اوامر راضی نشدی و اراده کردی تا پسر عمویت را بر ما مسلط گردانی و گفتی: «هر کس من مولای او هستم، اینک علی مولای او است»! حال بگو آیا این سخن از سوی تو است یا خدا؟! رسول خدا صلى الله علیه وآله در پاسخ او فرمود: به خداوندی سوگند که هیچ معبودی به جز او نیست، این سخن از جانب خداوند است». در این هنگام حارث بن نعمان در حالی که به سمت ناقه خود می رفت، گفت: پروردگارا، اگر محمد راست می گوید، سنگی از آسمان بر من بفرست و یا مرا به عذاب سختی مبتلا کن. و چون حارث به شترش رسید، ناگهان سنگی از جانب خدا آمد و بر سرش اصابت کرد و از نشیمنگاهش خارج شد و او را به هلاکت رساند و در این هنگام آیة و سأل سائل نازل گردید.

تفسير الثعلبي (الكشف والبيان)، الثعلبي، تحقيق: ابي­محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق: نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت – لبنان ،تعداد جزء:۱۰،ج10، ص 35

[2] – اسدالغابه في معرفه الصحابه ، ابن الأثير، انتشارات اسماعيليان ، ج 1، ص 8

[3] – خلاصة عبقات الأنوار، السيد حامد النقوي، ج  8 ، ص 348 به نقل از رسالة أسانيده

[4] – تذكرة الخواص ، سبط بن الجوزي ، محقق: سيد محمد صادق بحر العلوم‌ ، ج1 ، ص 37

[5] – سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ناشر: دارالحدیث قاهره،1427 ق، ج 7، ص 414

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً اطلاعات زیر را وارد کنید.

دکمه بازگشت به بالا
سوال خود را بپرسید