مأخذ شيعه جهت محنتهاي فاطمة زهرا(سلام الله علیها) کتاب سليم است که اعتبار ندارد.
بیان شبهه:
علماء شيعه كه اين همه به اين كتاب إستناد ميكنيد و قضاياي شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلاماللهعليها) را از آن نقل ميكنيد، اين كتاب اعتبار ندارد. به دلایل زیر:
الف: در استناد کتاب به سلیم بن قیس تردید است.
ب: ابن غضائری از بزرگان رجال شیعه مطالب این کتاب را مردود میداند
ج: شيخ مفيد اين كتاب را غير معتبر ميداند. مرحوم تستري در قاموس الرجال، به نقل از او ميگويد: أوجب الشيخ المفيد عدم الاعتماد علي كل ما ورد في الكتاب دون تحقيق. شيخ مفيد ميگويد كسي نبايد بدون تحقيق به مطالب كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي إستناد كند. يعني اول بايد تحقيق و بررسي كند و اگر روايت صحيح بود، قبول كند و اگر صحيح نبود، ردّ كند.
د: ابان بن ابی عیاش تنها راوی کتاب نیز توثیق نشده است.
پاسخ شبهه:
قبل از اینکه به پاسخ شبهه بپردازیم باید گفت مخالف اینگونه وانمود میکند که تنها منبع مصائب فاطمی و حمله به خانه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) کتاب سلیم بن قیس است، در حالی که کتاب سلیم تنها یکی از منابع کثیری است که محنت های فاطمی از آن اثبات میگردد. اما بیشک کتاب سلیم بن قیس به عنوان اولین کتاب شیعه که معارف نابی از اهل بیت و صحابه درستکار رسول خدا (رسول الله علیه وآله وسلم) را در خود جای داده، بیسابقه ترین حملات را از جانب مخالفین متحمل می شود و آنان به گونه های مختلف به این کتاب حملهور میشوند. در انتساب کتاب سلیم به خود او کمتر کسی شکی روا داشته، بلکه علمای عامه و خاصه به انتساب کتاب به او معترفند و کتاب او را به عنوان اولین کتاب باقیمانده از شیعه معرفی میکنند. بیش از 130 تن از علمای شیعه در طول 14 قرن از این کتاب روایت نقل کرده اند و حتی علمای عامه نیز کتاب سلیم را اولین کتاب شیعیان معرفی کردهاند.
اعتبار علما به کتاب سلیم بن قیس و اعتماد به آن:
همانگونه که گفتیم در طول تاریخ شیعه علماء بسیار از کتاب سلیم نقل حدیث کردهاند که این خود نشان دهنده وثاقت این کتاب در نزد آنان است. علاوه بر آن، برخی از ایشان در وثاقت این کتاب جملاتی نیز بیان کردهاند که نشان از علو جایگاه کتاب در نزد آنان دارد. از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- اين عبارت را هم مرحوم شيخ صدوق و مرحوم شيخ مفيد و ديگران از امام صادق(علیه السلام) نقل كردهاند كه ایشان فرمود: «من لم يكن عنده من شيعتنا و محبينا كتاب سُلِيْم بن قيس الهلالي، فليس عنده من أمرنا شئ». هر كس از شيعيان و محبين ما كه كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي را نداشته باشند، چيزي از معارف ما را ندارند[1].
- مرحوم نعماني (متوفاي 380 ق) كه از استوانههاي علمي شيعه و از اعيان قرن چهارم هجري و معاصر شيخ صدوق (متوفاي 381 ق) است، وقتي به كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي ميرسد، به صراحت ميفرمايد: «أن كتاب سليم بن قيس الهلالي أصل من أكبر كتب الأصول . . . و هو من الأصول التي ترجع الشيعة إليها و يعول عليها.»[2] كتاب سُلِيْم بن قِيْس هلالي، اصلي از بزرگترين كتب اصولي شيعه است و شيعه به آن مراجعه ميكند و به اعتماد دارد.
- سيد بن طاووس (متوفاي 673 ق) درباره کتاب سلیم، ميگويد: «تضمن الكتاب ما يشهد بشكره و صحة كتابه»[3]. اين كتاب، كتابي است كه محتويات آن شهادت ميدهد بر صحت آن.
- علامه مجلسي هم ميفرمايد: «و الحق أنه من الأصول المعتبرة»[4]. حق اين است كه اين كتاب از كتابهاي اصول معتبر شيعه است.
- شيخ حرّ عاملي (متوفاي 1101 ق) ميفرمايد: «و الذي وصل إلينا من نسخه ليس فيه شئ فاسد»[5]. آنچه كه به ما رسيده است از سليم بن قيس، چيز فاسدي ندارد.
- مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي كه از مفاخر فقهی و رجالی شيعه و كتاب معجم رجال الحديث ايشان موجب آبروي شيعه است، وقتي به سُلِيْم بن قيس هلالي ميرسد، ميفرمايد: أن سليم بن قيس في نفسه ثقة جليل القدر … أن كتاب سليم بن قيس من الأصول المعتبرة، بل من أكبرها. و أن جميع ما فيه صحيح قد صدر من المعصوم عليهالسلام، أو ممن لابد من تصديقه و قبول روايته»[6]. خود سُلِيْم بن قيس هلالي آدم مورد وثوق و با عظمتي است … و كتاب او از اصول معتبر شيعه است، بلكه از بزرگترين آنهاست. تمام مطالبي كه در اين كتاب آمده، صحيح است و از معصوم عليهالسلام و یا از كساني که ما بايد او را تصديق بكنيم صادر شده است..
- مرحوم مامقاني هم در تنقيح المقال، نزدیک به همين تعبير را دارد[7].
- علامه تستري (متوفاي 1414 ق) ميفرمايد: «الحق في كتابه أن اصله كان صحيحا، قد نقل عنه الأجلة المشايخ»[8] حق درباره اين كتاب اين است كه اصل اين كتاب كاملاً صحيح است و أجلّاي اساتيد شيعه هم از اين كتاب نقل كردهاند.
دیدگاه ابن غضائری درباره کتاب سلیم چه اعتباری دارد؟
از میان علماء سابق شیعه، تنها ابن غضائری است که نقل قول هایی از او شده که در آن کتاب سلیم را موضوع و جعلی میداند. وی دو شاهد نیز در این زمینه اقامه میکند. اول آنکه روایاتی در کتاب هست که امامان را سیزده تن میداند. و دوم روایت موعظه محمد بن ابی بکر برای پدر خود در بستر مرگ که به دلیل صغر سن محمد آن را جعلی میداند.
در ابتدا باید بگوییم که درباره ابن غضائری و کتاب رجالش دو مسئله مطرح است. اول اینکه برخی از علماء کتاب رجالی که منسوب به اوست را از آن او نمیدانند[9]، زیرا در این کتاب راویان حدیث و اصحاب امامان بدون وجه معتبر به شدت مورد نقد و تضعیف و تکفیر قرار گرفتهاند که این با رویه علماء شیعه ناسازگار است. دوم اینکه به فرض قبول صحت انتساب نیز، به دلیل دخالت دادن دیدگاه های شخصی ابن غضائری مبتنی بر عقاید خودش در علم رجال و تعیین ضعف و قوت راویان بر اساس آن، انتقادات یا تضعیفات وی از درجه اعتبار ساقط میگردند.
با این وجود، با بررسی دو موردی که ابن غضائری مدعی است در کتاب سلیم جعل شده، مشخص شد،
اولا: هیچ روایتی مبتنی بر وجود سیزده امام معصوم از نسل پیامبر در این کتاب یافت نشد. بلکه برعکس روایات متعدد در وجود امامان دوازده گانه در این کتاب موجود است که مرحوم نعمانی آن ها را در کتاب الغیبه خویش از کتاب سلیم نقل نموده است[10].
ثانیا: درباره موعظه محمد بن ابوبکر خردسال برای پدرش در بستر مرگ، برخی بزرگان چون آیت الله خوئی آن را از راه کرامت و خارق عادت ممکن دانسته و روایت را به این خاطر جعلی نمیدانند. علاوه بر آن به گفته این خریطان فن، به فرض کذب بودن یک یا دو حدیث در یک مجموعه حدیثی، نمیتوان به جعلی بودن کل کتاب حکم کرد، چرا که متقن ترین کتب حدیثی نیز از این اشکال مبرا نیستند، و بر این مبنا هیچ کتاب حدیثی برای مسلمین باقی نخواهد ماند.
علاوه بر این دلایل، میتوان چنین در نظر گرفت که نسخه ای که در اختیار ابن غضائری و پس از او شیخ مفید قرار داشته شاید دچار اضافات و تدلیساتی از سوی مدلسین شده باشد که مثلا نسخه مرحوم نعمانی دارای چنین اشکالاتی نبوده است. این موضوع نیز با بررسی دقیق قابل رفع خواهد بود و نمیتوان حکم به جعلی بودن کل کتاب داد. کما اینکه در نسخ موجوده ایراد ابن غضائری مبتنی بر وجود روایات سیزده امام مشاهده نمی شود.
آیا شیخ مفید کتاب سلیم را بی اعتبار می داند؟
از شيخ مفيد نیز عباراتی در شک به محتویات کتاب سلیم نقل شده، این در حالی است که: خود مرحوم شيخ مفيد مطالب زيادي از كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي در كتابهاي زيادي آورده است و در كتاب المقنعة، صفحه 277 روايات كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي را نقل ميكند و به آن ها إستناد ميكند و بر اساس آن فتوا ميدهد. چطور ميشود كه شيخ مفيد اين كتاب را قبول نداشته باشد، ولي از آن طرف بيايد از اين كتاب براي إستنباط مسائل شرعي استفاده كند؟! اما اينکه شيخ مفيد بفرمايد كه « نبايد بدون تحقيق، مطلبي را پذيرفت»[11]، .شکی نیست که لزوم تحقيق، اختصاصي به كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي ندارد، كتاب كافي یا دیگر کتب حدیثی نیز هم همينطور است و اگر كسي بدون بررسي سندي، بخواهد به روايات اين كتاب ها إستناد كند، از او مورد قبول نيست. کما اینکه در پاسخ ابن غضائری عنوان کردیم که شاید نسخه هایی از کتاب سلیم در آن دوره وجود داشته که مورد تعرض بدخواهان قرار گرفته بوده و چیزهایی به آن افزوده شده بوده، به همین دلیل شیخ به لزوم تحقیق در مطالب کتاب فرمان داده است.
آیا ابان بن ابی عیاش راوی کتاب سلیم ضعیف است ؟
اولاً: بر خلاف آنچه مشهور شده ابان بن ابی عیاش تنها راوی کتاب از سلیم بن قیس نیست، بلکه کتاب سلیم از طریق دیگری نیز در اختیار قرار گفته است. این شخص ابراهیم بن عمر یمانی است که از سلیم کتابش را نقل نموده و او ثقه است[12]. بدینگونه علاوه بر آنکه کتاب سلیم از طریق راویان ثقه به دست ما رسیده، اگر ضعف ابان بن ابی عیاش را نیز بپذیریم این مسله آن ضعف را می پوشاند.
ثانیاً: ضعیف بودن ابان بر متخصصین فن از معاصران اثبات شده نیست. مرحوم نمازی شاهرودی میگوید قطعی شدن ضعف ابان بن ابی عیاش مشکل است[13]. علامه امینی نیز می گوید: کذاب بودن او از طرف عامه است[14]. میرزاحسین نوری هم با ذکر دلایلی میگوید: تضعیف ابان، ناتوان است.[15] مرحوم استرآبادی[16]، علامه مامقانی[17]، علامه سیدمحسن امین[18]، سیداحمد صفایی خوانساری[19]، شیخ موسی شبیری زنجانی[20] و… نیز بر عدم ضعف و حتی وثوق ابان حکم کرده اند.
—————————————————————————————————
[1] – عيون أخبار الرضا، شيخ الصدوق، منشورات موسسة الاعلمي للمطبوعات بيروت – لبنان ،عدد الاجزا :2، ج 1، در حاشيه ص 52.
مستدرك الوسائل، ميرزا نوري، المحقق و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم،عدد الاجزا:18، ج 17، ص 298 . البته اين روايت به صورت مرسل آمده است.
[2] – كتاب الغيبة،النعمانی، محقق علی اکبر غفاری،ناشر : نشر صدوق،سال چاپ:1397 قمری، صفحه 101و102.
[3] – التحرير الطاووسي، الشيخ حسن بن زين الدين العاملی، تحقيق: فاضل الجواهري نشر: مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي قم ، ص 253
[4] – بحار الأنوار، علامة المجلسي،ناشر: دارالاحیاء التراث، ج 1، ص 32.
[5] – وسائل الشيعة، حر العاملي، المحقق و ناشر:مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم،عدد الاجزا:30، ج 30، ص 386.
[6] – معجم رجال الحديث، خوئي، ج 9، ص 230، ش 5401
[7] – تنقیح المقال، شیخ عبدالله مامقانی، الناشر: موسسة آل البیت (:) لإحیاء التراث، جلد 3، صفحه 71
[8] – قاموس الرجال، شیخ محمد تقی تستری، چاپ جديد جامعه مدرسين، ج 5، ص 239.
[9] – قد تقدم غير مرة: أنه لا طريق إلى إثبات صحة نسبة الكتاب المنسوب إلى ابن الغضائري.
معجم رجال الحديث، خوئي، ج 9، ص 230، ش 5401
[10] – أن النعماني روى في كتاب الغيبة بإسناده عن سليم بن قيس في كتابه حديثا طويلا، و فيه: فقال علي7:فلستم تعلمون أن الله عز و جل أنزل في سورة الحج: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ … هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ. فقام سلمان- رضي الله عنه- عند نزولها فقال يا رسول الله6: من هؤلاء الذين أنت شهيد عليهم و هم شهداء على الناس الذين اجتباهم الله و لم يجعل عليهم في الدين من حرج ملة أبيهم إبراهيم؟ فقال رسول الله6:عنى الله بذلك ثلاثة عشر إنسانا: أنا و أخي عليا، و أحد عشر من ولده (الحديث).
و روى أيضا بإسناده عنه قال: لما أقبلنا من صفين مع أمير المؤمنين نزل قريبا من دير نصراني، إذ خرج علينا شيخ من الدير جميل الوجه حسن الهيئة و السمت، معه كتاب حتى أتى أمير المؤمنين فسلم عليه .. (إلى أن قال): و في ذلك الكتاب ثلاثة عشر رجلا من ولد إسماعيل بن إبراهيم خليل الله من خير خلق الله .. (إلى أن قال) رسول الله اسمه محمد، و أحب من خلق الله إلى الله بعده علي ابن عمه لأمه و أبيه، ثم أحد عشر رجلا من ولد محمد، و ولده أولهم يسمى باسم ابني هارون شبرا، و شبيرا، و تسعة من ولد أصغرهما واحد بعد واحد، آخرهم الذي يصلي عيسى خلفه.
[11] – و أما ما تعلق به أبو جعفر رحمه الله من حديث سليم الذي رجع فيه إلى الكتاب المضاف إليه برواية أبان بن أبي عياش، فالمعنى فيه صحيح، غير أن هذا الكتاب غير موثوق به، و قد حصل فيه تخليط و تدليس، فينبغي للمتدين أن يجتنب العمل بكل ما فيه، و لا يعول على جملته و التقليد لروايته، و ليفزع إلى العلماء فيما تضمنه من الأحاديث، ليوقفوه على الصحيح منها و الفاسد، و الله الموفق للصواب. تصحیح الاعتقاد، مفید
[12] – قال النجاشي في زمرة من ذكره من سلفنا الصالح في الطبقة الأولى: «سليم بن قيس الهلالي له كتاب، يكنى أبا صادق، أخبرني علي بن أحمد القمي، قال: حدثنا محمد بن الحسن بن الوليد، قال: حدثنا محمد بن أبي القاسم ماجيلويه، عن محمد بن علي الصيرفي، عن حماد بن عيسى و عثمان بن عيسى، قال حماد بن عيسى: و حدثناه إبراهيم بن عمر اليماني، عن سليم بن قيس بالكتاب». معجم رجال الحدیث: سیدابوالقاسم خوئی، ج 9، ص 226. درباره او نیز گفته می شود که مستقیم از سلیم نقل نکرده و با واسطه از او نقل کرده. متخصصین به این مسئله نیز جواب وافی داده اند. ر.ک. محجم رجال الحدیث خوئی.
[13] – مستدرکات علم رجال الحدیث، نمازی شاهرودی، ناشر: فرزند مولف، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1414 ه. ق،عدد الاجزا:8، ج 1، ص 83 و 84.
[14] – الغدیر، ج 5، ص 209و210.
[15] – خاتمه المستدرک ، محدث نوری، ناشر و محقق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم، ج 7، ص 111 تا 113.
[16] – منهج المقال، استرآبادی، ناشر و محقق: موسسه آل البیت لاحیاء التراث. قم، ج1، ص 195.
[17] – تنقیح المقال، مامقانی، ناشر موسسه آل البیت لاحیاء التراث ج3، ص 68.
[18] – اعیان الشیعه. سید محسن امین، تحقیق حسن امین، ج2، ص 103.
[19] – کشف الاستار، صفائی خوانساری. ج2، ص 126
[20] – الجامع فی الرجال، موسی شبیری زنجانی، ج 1، ص 11.